فرهنگ ایرانی چگونه فراموش شد؟ مطلب ویژه

شنبه, 11 دی 1395 ساعت 12:57
هنگامی که تاریخ ایران را یکباره نفی کنیم و جنبه های مثبت آن را هم در کنار جنبه های منفی، به فراموشی سپاریم، بهانه ای به دست فرصت طلبان خواهیم داد تا بگویند ایرانی، قومی وحشی است و آن را در فیلم ۳۰۰ به جهانیان عرضه کنند.
هنوز سرگیجه ناشی از این ضربه استکبار بهبود نیافته بود که فیلم انیمیشن پرسپولیس را تقدیم ایران و ایرانی کردند و این نمایش کارتونی در جشنواره فیلمی که حتی یک فیلم ایرانی نیز دعوت نشد و به نمایش در نیامده بود به عنوان هنر برتر معرفی شد و جایزه گرفت.
در آن زمان تازه به فکر افتادیم که از کیان ایران و ایرانی دفاع کنیم و به نقد فیلم ۳۰۰ در شبکه ها پرداختیم. آن هم در شبکه ای که نسبت به شبکه یک و ۲ و ۳ و ۶ بیننده کمتری دارد و آن هم طی چند برنامه انگشت شمار پس از این اقدامات مهمی که برای حفظ آبروی ایرانی صورت گرفت فیلم ۳۰۰ و انیمیشن پرسپولیس را به ورطه فراموشی سپردیم غافل از اینکه این فیلم ها با توجه به اینکه از محتوای جالبی برخوردار نبود و برای قشر جوان یا آگاه جامعه جهانی، جذابیت های فیلم هایی همچون رمبو برای جوانان و فیلم های علمی برای آگاهان را نیز نداشت اما از پرفروش ترین فیلم ها شد. به راستی چرا باید آمریکایی و اروپایی از دیدن فیلمی که تاریخ یک کشور را تخریب و تحقیر می کند لذت ببرد؟
هنگامی که ۸۰ درصد سریال های تلویزیونی به خواستگاری دختر و پسر اختصاص دارد، از نظر پیدا کردن موضوع با مشکل مواجه هستیم و موضوع داستان هایمان سراسر تکراری شده است.
دریغ از ساختن یک فیلم با موضوع تاریخ ایران و این در حالی است که مبالغ کلا نی را صرف خرید فیلم های آمریکایی و اروپایی می کنیم تا ثابت شود که ریچارد شیردل، شاه عادل انگستان بوده و رابین هود در جنگل شروود آنقدر به یاری مردم مبارزه می کند که ریچارد را دوباره به سلطنت برساند و جوانی به نام آیوانهو از جان و مال خود و خانواده اش هزینه می کند تا شاه آرتور حکومت را به دست گیرد. از رشادت های ناپلئون فیلمها ساخته اند در حالی که مسایل غیراخلا قی بزرگی بر این حاکم فرانسوی وارد است و بی شمار داریم از این گروه فیلم ها و سریال هایی که در راستای بزرگ نمایی پادشاهان و فرمانروایان انگلیسی، فرانسوی، آمریکایی و ... به صورت فیلم برای بزرگسالا ن و کارتون برای خردسالا ن نمایش داده می شود آن هم با دلا رهایی که حاصل فروش نفت، این سرمایه ملی است.
در حالی که جوان و پیر ایرانی نمی داند سردار یعنی چه و آریوبرزن ها و عباس میرزاها برای حفظ آب و خاک ایران چه کرده اند، تبلیغ شوالیه های انگلیسی را می کنیم که با نوک شمشیر و صد البته گوش چشم پادشاهان به این درجه نایل می شوند.
با تخریب اسامی تاریخی و اصیل ایرانی، پرچمی را برافراشته ایم که آغازگر بدعت توهین به ایران و ایرانی است.
اما با مراجعه به آمارهای بزه کاری، جنایت ها، اختلا س ها و فسادها در می یابیم، چند درصد خلا ف کاران اسامی ایرانی دارند؟ آیا با روندی که صدا و سیما آغاز کرده است می توان از واقعیت های حال حاضر دفاع کرد؟
و نکته آخر اینکه می توان اسامی خلا ف کاران فیلم ها و سریال های ایرانی را به گونه ای دیگر تعیین کرد که جنبه های ملی و مذهبی ما را در نظر بگیرد.
هیچ اشکالی ندارد که چهره های مثبت نیز اسامی ایرانی داشته باشند چرا که فراموش کردن ایران و تحریف شخصیت ایرانی از همین گام های ابتدایی و به ظاهر پیش پا افتاده اما در اصل بزرگ و تاثیر گذار آغاز می شود. به امید آنکه گوش شنوایی باشد.

 

 

 

منبع : روزنامه مردم سالاری