درمان سرگردانی مخاطب در هیاهوی رسانه ها مطلب ویژه

دوشنبه, 20 دی 1395 10:24

رسانه ها اکنون چنان در تمام ابعاد زندگی ما خیمه زده و خود را تحمیل کرده اند که برای بسیاری، درک واقعیت بی واسطه رسانه با واقعیتی که رسانه روایت گر آن است، قابل تمییز و تشخیص نیست. در این وضعیت، موضوع سواد رسانه ای و کسب این دانش و آگاهی که بدانیم رسانه با ما چه می کند و چه محتوایی به ما عرضه می کند اهمیت بیشتری یافته است.

 

نشست «سواد رسانه ای در گذر تاریخ ایران دیروز، امروز، فردا» که با حضور تعدادی از استادان روزنامه نگاری و ارتباطات در دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها برگزار شد، سعی داشت به تعریف و مأموریتی مشخص و روشن از دانش «سواد رسانه ای» برسد.

 

دکتر بهاره نصیری درباره تحقیقی که با موضوع سواد رسانه‌ای در کانادا و ژاپن انجام داده و تاریخچه و علت اهمیت یافتن سواد رسانه‌ای در این دو کشور گفت: بحث سواد رسانه‌ای از سال 1978 در کانادا وارد مجاری رسمی نظام آموزشی این کشور شد و رویکرد این امر مبتنی بر تفکر انتقادی بود.

 

در واقع عمده‌ترین علتی که موجب شد سواد رسانه‌ای مورد توجه قرار گیرد مقابله با پیروی از نفوذ فرهنگ امریکایی بود. به عبارتی از یک طرف کانادا مناسبات فرهنگی محکمی با فرهنگ انگلیسی دارد و از طرف دیگر مرزهای طولانی با امریکا، همین قضیه باعث شد استادان و معلمان کانادایی نگران نفوذ فرهنگ امریکایی باشند بنابراین برای ایمن کردن خانواده‌ها از این امر اقدام به آموزش سواد رسانه‌ای کردند.

 

اما در کشور ژاپن به جای واژه سواد رسانه‌ ای از واژه کاربری مؤثر اطلاعات استفاده می‌کنند به این دلیل که دانشمندان طی تحقیقی دریافتند 99/5 درصد از دانش‌آموزان ژاپنی از اینترنت استفاده می‌کنند و این امر باعث شده یادگیری منفعل بین آنها رواج پیدا کند. در واقع آنها به اطلاعات دسترسی دارند بدون آنکه تأمل و دقت کافی داشته باشند و این با یادگیری فعال در نظام آموزشی ژاپن که می‌گوید دانش‌آموز باید به اندازه نیاز اطلاعاتی خود از فضای مجازی استفاده کند در تضاد بود.

 

اگر بخواهیم این دو کشور را با ایران مقایسه کنیم باید گفت هنوز در کشور ما سواد رسانه‌ای و مختصات آموزش آن مشخص نشده است و یک کلاف پیچیده‌ است از عوامل مختلف و بواقع نمی‌دانیم دلیل آموزش سواد رسانه‌ای در ایران به پشتوانه چه موضوعی است؟ به همین دلیل نیز برداشت‌های متفاوتی از سواد رسانه‌ای می‌شود مانند به کار بردن واژه‌هایی نظیر رسانه هراسی، بصیرت رسانه‌ای، تقوای رسانه‌ای و... که با ماهیت سواد رسانه‌ای فاصله زیادی دارد.

 

وی در ادامه گفت: بحث مطالعات سواد در ایران بسیار بافت‌ مند و زمینه‌ دار است. تمام ارزش‌های اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، هنری و مذهبی ما با سواد عجین شده است. سواد فقط به معنای خواندن و نوشتن نیست. سواد به معنای سواد زندگی و نوعی شعور در کنش اجتماعی افراد و قدرت رمزگشایی روابط بینامتنی است.

 

سواد در جامعه ما فقط یک مفهوم خنثی و بی‌طرف نیست بلکه سرشار از نمادهای فرهنگی و اجتماعی است اما اتفاق بدی که در کشور ما در حال رخ دادن است تهی شدن غنای وجودی سواد و تبدیل شدن سواد به یک معنای کاسبکارانه و ابزاری و بازاری است در حالی که سواد از جنس عقل ارتباطی و حکمت و خرد است.

 

به گفته این پژوهشگر ارتباطات، فرزندان ما نیاز دارند در کنار مهارت، معنا را هم آموزش ببینند اما متأسفانه وقتی سواد از معنای فرهنگی‌اش جدا می‌شود به یک امر ابزاری و بازاری تبدیل و در واقع به یک بحران در تاریخ معاصر تبدیل می‌شود. مثل امروز که همه سواد خواندن و نوشتن دارند اما میلی به کتاب خواندن و نوشتن ندارند و سواد به یک امر تصنعی و تکلفی و به عبارتی مدرک‌گرایی تبدیل شده است.

 

نصیری در ادامه افزود: چهار مهارت اصلی در نظام آموزشی داریم که خوب دیدن، خوب شنیدن، خوب نوشتن و خوب صحبت کردن است اما جدی گرفته نمی‌شود. در گذشته کاربرد اجتماعی سواد خیلی متفاوت و به معنای معرفت و فهم و حقیقت بود که در وجود فرد تجلی پیدا می‌کرد. والدین از فرزندان انتظار داشتند توانایی درک وجودی زندگی اجتماعی داشته باشند. متأسفانه امروزه بحث اخلاق در جامعه بشدت کمرنگ می‌شود. وقتی سواد از مقوله تفکر دور می‌شود و به تکنیک نزدیک می‌شود در واقع ما با بحران سواد روبه رو می‌شویم.

 

گمشده سواد رسانه ای

 

در ادامه این نشست دکتر یونس شکرخواه با تأکید بر اینکه عدالت اجتماعی، گم شده سواد رسانه‌ای است گفت: متأسفانه در حال حاضر فضایی درباره سواد رسانه‌ای پیش آمده که به چشم یک نجاتبخش به آن نگاه می‌کنند اما من چنین اعتقادی ندارم. هنوز هم فکر می‌کنم عادلانه نیست که بچه‌ها در معرض محتوای خشونت‌آمیز قرار گیرند یا عادلانه نیست اقشاری که به هر علت مهارت استفاده از رسانه‌های مدرن را ندارند در معرض آن قرار گیرند.

 

هنوز عادلانه نیست که در برابر مصرف تجاری که در رسانه‌ها تبلیغ می‌شود هشیار نباشیم. بچه‌های ما امروز برند شناس هستند و این فاجعه است. ما امروزه با رسانه‌های مدرن در واقع خودمان را بیان می‌کنیم. من مطمئن هستم یک کارگر خدماتی ساده که گوشی هوشمند دارد و روی آن تلگرام نیز نصب کرده است نمی‌داند دسترسی با حق ارتباط تفاوت دارد.

 

این هم عادلانه نیست که عده‌ای با آگاهی و تشخیص کافی اقدام به سوء‌استفاده کنند و عده‌ای بدون تشخیص کاری انجام دهند و مورد عتاب و خطاب قرار گیرند.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه تهران آموزش سواد رسانه‌ای را بحث خطرناکی دانسته و گفت: کتاب و جزوه بخشی از چرخه آموزش است اما باید دید چه کسی آن را می‌نویسد. من در اینکه رسانه می‌تواند در خدمت طبقه حاکم باشد تردیدی ندارم.

 

 ثروتمند و قدرتمند است؟ اینکه بگوییم رسانه‌هایی در دنیا هستند که مستقل کار می‌کنند را وقتی قبول می‌کنم که یک نمونه به من نشان دهید. اما می‌گویم سواد رسانه‌ای می‌تواند ضرورت‌های داشتن رسانه‌های مستقل و عمومی را به ما گوشزد کند یعنی می‌تواند بگوید چگونه از این بی‌عدالتی حاکم فرار کنیم.به‌عنوان مثال اگر روزنامه لوموند خواندیم فرانسوی نشویم یا اگر نیویورک تایمز خواندیم امریکایی نشویم.

 

اما در کل باید بگویم در حال حاضر برای من سواد رسانه‌ای هنوز سؤال است و تسلیم پاسخ‌های موجود نمی‌شوم.

 

وی در ادامه گفت: سه نشریه پرشمارگان کشور ما که یکی متعلق به دولت است و یکی شهرداری و دیگری رادیو و تلویزیون سه روایت از یک ایران دارند و این بستگی دارد که صندلی شما به طرف کدام یک از آنها قرار گرفته باشد. سواد رسانه از دید من یک امر حمایت آور نیست. در ایران ما این پدیده را اشتباه می‌گیریم. سواد رسانه‌ای حمایت ایجاد نمی‌کند بلکه آماده‌سازی می‌کند.

 

غول سواد رسانه ای!

 

دکتر حسن نمک دوست- استاد روزنامه نگاری- در پاسخ به این سؤال که در فضایی که دسترسی آزاد به اطلاعات همگانی شفاف نباشد طرح موضوع سواد رسانه‌ای با چه مشکلاتی رو به رو می‌شود و آیا می‌توان از سواد رسانه‌ای پلی به یکی از حقوق شهروندی که همانا دسترسی آزاد به اطلاعات است بزنیم گفت:بدون دسترسی آزاد به اطلاعات هیچ اتفاق مهمی در هیچ جامعه‌ای نمی‌افتد از جمله توسعه سواد رسانه‌ای.

 

وی ادامه داد: از صحبت‌های خانم دکتر نصیری نکته‌ای یاد گرفتم و این بود که ما باید سواد را در معنا به شعور نزدیک کنیم. از بحث دکتر شکرخواه نیز این را دریافتم که ما عادتی داریم که البته حداقل در فضایی که من کار می‌کنم این گونه است وقتی با پدیده‌ای مواجه می‌شویم قبل از آنکه ابعادش را دریابیم سعی می‌کنیم از آن غول بسازیم. آنقدر بزرگش می‌کنیم که دیگر نمی‌توانیم مدیریتش کنیم.

 

بعد از این اتفاق آن وقت سعی می‌کنیم با آن تجارت کنیم. سواد رسانه‌ای الان در کشور ما در این موقعیت است. یعنی در تصوری که از جانب بسیاری ارائه می‌شود سواد رسانه‌ای یعنی کل دانش ارتباطات. حالا درک خودم را از این موضوع می‌گویم و البته ممکن است اشتباه باشد. من از مجموع آنچه در این سال‌ها خوانده‌ام احساس می‌کنم سواد رسانه‌ای یعنی عمومی کردن، ترویج و همگانی کردن دانش رسانه‌ای برای عموم و کل جامعه. این فرق می‌کند با اینکه برای متخصصان با زبان خودشان بحث تخصصی کنیم. دانش عمومی باید شعور یک فرد را نسبت به رسانه ارتقا دهد.

 

دکتر نمکدوست افزود: درک ما از جهان پیرامون به دو صورت اتفاق می‌افتد یک راه مستقیم از طریق احساساتمان است و راه دوم به‌واسطه است. این نوع دوم که سهم بزرگی نیز در زندگی ما دارد از کانال رسانه اتفاق می‌افتد و آنقدر فراگیر است که خیلی اوقات تصور می‌کنیم آنچه رسانه می‌گوید عین واقعیت است.

 

مک لوهان که نخستین بار سواد رسانه‌ای را به کار برد همان تعبیر مولانا را استفاده کرده و می‌گوید ما مثل ماهی در آب رسانه هستیم و آنقدر در آب هستیم که متوجه آن نمی‌شویم. سواد رسانه‌ای یعنی متوجه این آب شویم. می‌خواهد به ما بگوید همگان حواسمان باشد الزاماً آنچه رسانه می‌گوید مساوی با واقعیت نیست. یکی از ارکان سواد رسانه‌ای قدرت تحلیل انتقادی داشتن است.

 

بنابراین کمک می‌کند وقتی عموم مردم با یک رویداد رسانه‌ای رو به رو می‌شوند بتوانند آن را بررسی کنند و برای این کار سؤال‌هایی مطرح می‌شود که باید برای پاسخ به آن به اطلاعات دسترسی داشته باشیم. به‌عنوان مثال چندی قبل یکی از خبرگزاری‌ها از فعالیت 3000 وبسایت با بودجه 1000 میلیاردی علیه دولت خبر داد.

 

حالا حق دسترسی به اطلاعات به من چه حقی می‌دهد؟ اینکه بروم و فهرست این 3 هزار وبسایت را بخواهم. چرا که اگر من بدانم این رسانه‌ها بودجه می‌گیرند تا هدفمند علیه دولت یا به نفع دولت صحبت کنند دیگر به سادگی پیام آنها را نمی‌پذیرم. نکته مهم این است که آیا سواد رسانه‌ای به این موضوع می‌پردازد؟ البته من به سواد رسانه‌ای در ایران می‌گویم صنعت چرا که به برگزاری همایش و... تبدیل شده است.

 

ما سواد رسانه‌ای را به غول تبدیل کرده‌ایم و آن را از مأموریت اصلی‌اش که توانمند‌سازی عموم شهروندان برای دسترسی و تجزیه و تحلیل و تولید محتوای رسانه‌ای است دورش می‌کنیم. حق دسترسی به اطلاعات حق عموم شهروندان است چرا که بدون آن نمی‌توانند تصمیم بگیرند. ما اگر بدانیم رسانه‌ای که در جامعه جریان‌سازی می‌کند مالک و مدیر و سابقه‌اش کیست و چیست خیلی به ما کمک می‌کند که بتوانیم تحلیل انتقادی کنیم.

 

اشکالات کتاب درسی سواد رسانه ای

 

دکتر علی شاکر -دانشجوی دکترای ارتباطات – نیز در این جلسه به بررسی کتاب «تفکر و سواد رسانه‌ ای» که از امسال در میان کتاب‌های درسی پایه دهم آموزش و پرورش قرار گرفته است پرداخت.

 

وی بابیان نقاط ضعف این کتاب گفت: هر چند وجود چنین درسی در میان دروس دبیرستانی می‌تواند اقدام مبارکی باشد اما متأسفانه بسیار عجولانه تألیف شده است. متأسفانه این کتاب اشکالات بسیاری دارد و کسانی که این کتاب را نوشته‌اند متخصص این حوزه نبوده‌اند، در نگارش این کتاب عجله شده است، درس‌ها سیر منطقی ندارد.

 

اما محورهای نقد من بیشتر بر این است که در این کتاب رسانه ستیزی جایگزین سواد رسانه‌ای شده است. اشکالات و تناقض‌های علمی در این کتاب زیاد است. سخت فهمی و تخصصی بودن مباحث از دیگر اشکالات کتاب است که حتی برخی از استادان روزنامه نگاری هم نمی‌توانند به برخی سؤال‌های مطرح شده در این کتاب پاسخ دهند حالا تصور کنید یک دانش‌آموز پایه دهم آن هم نه در تهران بلکه در یک روستای دور افتاده کشور چگونه این موضوعات را می‌خواهد یاد بگیرد و پاسخش را پیدا کند.

 

وی با بیان اینکه تدوین کتاب در بهمن سال ۹۴ تصویب و در خرداد سال ۹۵ چاپ شد و از مهر امسال هم وارد مدارس شده است، گفت: این عجله در تدوین کتاب موجب شده است بسیاری از فیلم‌های آموزشی که به کتاب پیوست شده است، بی‌ارتباط با ایران و همگی مربوط به کشورهای دیگر باشد.

 

به عبارت دقیق‌ تر باید گفت متأسفانه این فیلم‌ها روز ۲۹ شهریور در لوح فشرده مربوطه بارگذاری شده‌اند و انگار از اساس، تولید این کتاب آموزشی، یک بیلان کاری بوده است که می‌بایست تا آغاز سال تحصیلی ۹۶-۹۵ تکمیل می‌شد!

 

این پژوهشگر تصریح کرد: کتاب تفکر و سواد رسانه‌ای 120 عکس دارد که 81 عکس مرتبط با رسانه و 46 عکس، عکس‌های رسانه هراس هستند. سواد رسانه‌ای رسانه‌ستیز نیست، همچنین این سواد نمی‌گوید نگاه نکن، بلکه می‌گوید با دقت و انتقاد نگاه کن.

 

اما در این کتاب مدام تذکر داده شده که دنیا وحشتناک شده است و رسانه‌ها به ما دروغ می‌گویند. رسانه‌ها باعث جنگ شده‌اند، رسانه‌ها ما را چاق کرده‌اند یا رسانه‌ها ما را بی‌خیال کرده‌اند. ادبیات متن‌های کتاب ادبیات رسانه هراسانه است. کتاب مخاطب را مدام از رسانه می‌ترساند و به او می‌گوید مواظب باش رسانه وسیله‌ای است که تو را از راه به در می‌کند.

 

 

منبع:روزنامه ایران