شما اینجا هستید: صفحه اصلیمدیریت فرهنگیمهندسی فرهنگی «از تئوری تا عمل»

مهندسی فرهنگی «از تئوری تا عمل» مطلب ویژه

پنج شنبه, 09 دی 1395 14:27

در این مقاله سعی بر آن داریم تا ضمن بررسی جایگاه مهندسی فرهنگی در کلام و اندیشه نظریه پرداز و تئورسین این ایده ،یعنی مقام معظم رهبری که انصافاً بدرستی و با دقّت نظر بالا توانسته اند این حرکت نوین فرهنگی را آنچنان که شایسته و بایسته آن است تبیین نمایند.


● سلسله مباحثی پیرامون مهندسی فرهنگی


بر اساس روایات وارده و براهین کافیه ونیز بشارتهای صحف شریفه آسمانی ، حضرت محمد مصطفی (ص) پیامبر خاتم و دین مبین اسلام نیز آخرین و کاملترین دین الهی می باشد. آنچنان که خداوند رحمان در قرآن کریم براین موضوع صحه گذارده است :«اِنّ الدِّینَ عِنْدَاللهِ الاِسْلام»
نبی مکرّم (ص) در آغاز پیدایش اسلام توانست با کارطاقت فرسا و دشوارتبلیغی و فرهنگی در سایه وحدت و با محوریت توحید ویکتا پرستی، جامعه بدوی ، قبیله ای وطایفه ای آن روز، شبه جزیره عربستان را به جامعه ای بر اساس برادری ، برابری و به یک معنا ،امت واحده و نمونه متحوّل نماید. پیامبر اسلام (ص) در گسترش آیین خداپرستی قبل ازانجام هرکاری دیگر (جنگ جهاد و...) اولویت نخست برنامه تبلیغی خویش را بر مبنای تحوّل بینش فرهنگی جزیره العرب قرار داد؛چرا که می دانست با این کار می تواند در اعماق وجود مردم عامی آن زمان نفوذ پیدا کرده و از این طریق تأثیر عمیقی برتفکرات آنان برجای گذارد.

این حرکت عظیم فرهنگی پیامبر (ص) به گونه ای بوده است که با محور قرادادن پایگاه توحید یعنی مسجد،تمام بخشها و قسمتهای مختلف حکومت را موظف به تبعیّت از این خط ومشی فرهنگی که با نظارت وهدایت مستقیم ایشان هدایت و رهنمون می شدند ، نموده واین نگاه واندیشه در تمام ارکان حکومتی ایشان ساری وجاری بوده است
انقلاب اسلامی ایران نیز که از ابتدا ی ظهور خود با داشتن صبغه ای فرهنگی ، جمهوریت را در چارچوب اسلامیّت محقّق و مقبول دانست،مسیرحرکت خویش را بر موازین فرهنگی – دینی قرار داده ودر واقع به عنوان انقلابی منحصر به فرد و برخلاف پیش بینی تئورسین های غربی در تضاد با دکترین ماتریالیستی بوده و موجب اعجاب وشگفتی جهانیان گردید.از جمله مؤلفه های مطمح نظر امام خمینی (ره) در جهت تغییر ساختار فرهنگ غالب طاغوت و « مهندسی فرهنگی»، تلاش برای تبیین قاعده‌ای کلی به منظور بازیابی هویت اسلامی - ملّی ایرانیان بوده است که از جمله راه‌های عمده آن را می توان کسب استقلال از غرب و الگو قرار ندادن آن ذکر نمود. از دیدگاه ایشان حرکت بی چون و چرا در مسیر فرهنگ غرب ، به از دست دادن هویت اصیل خود و خروج از صراط مستقیم تبیین‌شده از منظر اسلام منجر می‌شود. از سوی دیگر ایشان ضمن نفی فرهنگ مبتذل غرب، از شرق ملحد نیز تبرّی می‌جوید و با تمسّک به این آموزه های اصیل اسلامی ، شعاری‌‌محوری با عنوان «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» طراحی می‌کند.
اصطلاح‌های به‌کاررفته در کلام و بیان امام‌خمینی(ره) نشان‌دهنده توجه کامل ایشان به مفاهیم فرهنگ خودی و تلاش برای احیای مجدد آن‌ها در برابر فرهنگ‌های مهاجم غربی و شرقی می‌باشد. به عبارت دیگر می‌توان بیانات و اندیشه‌های امام‌خمینی را درواقع تفسیری از قرآن به حساب آورد؛ تفسیری که از آن تحت عنوان «اسلام ناب محمدی» یاد می‌شود.»۱ از سوی دیگر بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی خاستگاه نظام را برپایة معیار های فرهنگی قرار داد، به گونه ایکه با فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی ونیز نهادهای واجد صبغه فرهنگی سیر وسیاق حرکت نظام را بر این مبنا تعیین فرمودند.


این ویژگی و مشخصه حرکت و قیام همه انبیاء ،اولیاء و مصلحان دینی بوده است،چنانکه تمامی ادیان الهی بخصوص دین اسلام در پی اصلاح فرهنگ اجتماعات وجوامع و کما اینکه رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند:« ِانَّما بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَکارِمَ اْلاَخْلاق» که در حقیقت تنقیح اخلاق اجتماعی از وجوه بارز فرهنگی دین اسلام محسوب می شود.


نا گفته پیداست که وجود منابع و مآخذ بسیار غنی وپربار درمفاهیم ومعالم دینی در واقع سر فصلها و رهیافتهایی هستند که امکان ابراز وجود و ایده پردازیهای بسیاری را در حوزه فکر ونظر فراهم می سازند .احادیث و روایات وارده از رسول گرامی اسلام(ص) و ائمه هدی (ع)مجموعه ای گرانبها و ذی قیمت است که همچون آیینه ای تمام نما ابعاد و زوایای تاریک و روشن شالوده فرهنگی نظام دینی ما را تعیین وترسیم می نماید.


به همین جهت، اعتقاد به این مضمون که اسلام، دینی است که برای هر عصر و نسل و تمامی مقاطع زمانی واجد پیام ، برنامه وتعالیم راهبردی بوده وقابل همسویی وجهت دهی و غنابخشی به پیشرفتهای علمی و عقلانی بشر می باشد، قابل دفاع بوده وبه دور از هرگونه تعصّب، تحجّر و جمودیّت می بایست مورد توجه و تأمّل قرار گیرد. بر این اساس،تفکر دینی و نظام دینی در عرصه فرهنگ داخلی و جهانی و به دور از تعابیر و تفاسیر شخصی حرفهای بسیاری برای گفتن دارد.
محور دوّم این مبحث و نوشتار به باز جستار فرهنگ و تمدّن ملّی وایرانی می پردازد. قدر مسلّم آن است که تمدن ایران زمین از قدمت وسابقه ای بسیار طولانی وقابل تأمّل برخوردار است، به گونه ایکه ایران ،یونان ومصر قدیمی ترین تمدنهای شناخته شده بشری را تشکیل می داده اند . رهاورد این جستار، بیانگر مظلومیّت فرهنگ ملّی ایرانیان است که در بستر و حرکت تاریخی خویش، تأثیراتی انکارناپذیر بر بسیاری از فرهنگ های ملل و جوامع مختلف گذارده وبدون اغراق بسیاری از ملتهای جهان،ساختار نظری خویش را مدیون و وامدار تمدن و فرهنگ کهن ایرانی می باشند.


اما نکته حائز اهمیّت در این ارتباط ،تأثیر تحوّل آفرین دین اسلام بر شکوفایی فرهنگ ایرانی بوده است، به گونه ایکه استاد شهید مطهری، در کتاب«خدمات متقابل ایران و اسلام»به صورت مبسوط این مبحث را مورد تجزیه وتحلیل و کنکاش قرار داده اند به طوری که پس از پذیرش تعمیم دین اسلام بر سرزمین پهناور ایران ، باتوجّه به معارف، تعالیم ومبانی عمیق ،گسترده ،جامع الاطراف وحکیمانه این آخرین دین قدسی، ساختار و شالوده فرهنگ ایرانی در تمامی ابعاد و زمینه ها از اندیشه های معرفت شناسانه و شمولگرای ائمّه هدی(ع) تأثیر پذیرفته وبه نوپویی وتحوّل بی سابقه گراییده است.


از سوی دیگر با نگاهی جامع الاطراف به بحث تثلیث فرهنگی ، سه ضلع تشکیل دهنده این مثلث را با عناوین فرهنگ دینی ، فرهنگ ملّی و فرهنگ غرب(مهاجم) صورت بندی نموده وبه بررسی محور سوّم این بحث یعنی فرهنگ مهاجم می پردازیم.
تهاجم فرهنگی در واقع تحمیل نوعی از فرهنگ بر ملتی دیگر علیرغم میل باطنی آنان است. این موضوع با ابزارها و سازوکارهای مختلف صورت می پذیرد. اصولاً گسترش نوع و شیوه زندگی غربی که حاصل مصرف گرایی و رفاه طلبی منتج از نظامهای سرمایه داری و ماتریالیستی است،به طور ناخودآگاه فرهنگ مهاجم را همراه می آورد. باید پذیرفت همانگونه که شناخت ، معلومات و معرفت آدمیان همواره در مسیر تغییر وتحوّل قرار دارد، بر همین منوال ، فرهنگ محیط آنان نیز تغییر می یابد .


متأسفانه وجود نوعی بی برنامگی ، تشتّت و موازی کاری در عرصه فرهنگ ملّی (که ناشی از خلاء برنامه ای هدفمند ، مدوّن و کلان نگر و برخورداراز چشم اندازی روشن و جامع الاطراف در عرصه های گوناگون فرهنگی می باشد) سبب گردیده،تا علیرغم غنای فرهنگ دینی و نیز برخورداری از تمدن و فرهنگی شگرف و پرمایه با قدمت چندین هزار ساله ، متاسفانه اراده واحدی جهت بهره مندی شمولگرا از این تعالیم حیات بخش در جهت تجهیز و تنقیح فرهنگ ملّی وجود نداشته باشد و این امر ، منجر به پذیرش فرهنگ مهاجم توسط برخی از جوانان میهن اسلامی گردیده است. در همین خصوص رهبر معظم انقلاب میفرمایند:«این را به عنوان یک واقعیّت بپذیریم که ما به عنوان مسئولان نظام و علاقمندان به آرزوها و آرمانهای جمهوری اسلامی (فرهنگ آرمانی) چه بخواهیم وچه نخواهیم عوامل اثر گذار روی فرهنگ ملّی ، مثل جریانهای بی مهار به سمت این ملّت سرازیرند و دارند روی فرهنگ ملّت اثر می گذارند.»۲ شاید به دلیل وجود نگرانی از چنین فرصت سوزیهایی بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی، با مطرح نمودن تئوری و نظریه « مهندسی فرهنگی»سکانداران فرهنگ کشور را به بازجستاری جدّی و عملیاتی در خصوص تعریف و مهندسی جدیدی در عرصه فرهنگ ملی و براساس فرهنگ دینی فرا خواندند.


البته این نکته اساسی و مهم را باید متذکر شویم که حضرت امام خمینی (ره) به «عنوان معمار انقلاب اسلامی و به تعبیر دیگر" معمار فرهنگی انقلاب " در مورد مهندسی فرهنگی کشور ، چارچوبی را معرفی می کند و آن " جمهوری اسلامی " است، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد . آن هم در زمانی که به سبب حاکم بودن رویکرد های نوظهور در جهان غرب، برخی سیاستمداران و تئوری پردازان نظرات وایده هایی معارض با خواستة امام (ره) را طراحی و پیگیری می نمودند.


" جمهوری اسلامی " نوعی از مهندسی فرهنگی کشور است که می تواند بار فرهنگی ، فرهنگ و ارزشهای اسلامی داشته باشد و زمینه تحقق فرهنگ آرمانی را مهیا سازد.»ایشان بحث مهندسی فرهنگی را به صُوَرِ مختلف و در طول حیات پر برکت خویش پس از پیروزی انقلاب اسلامی تبیین فرموده و همواره در مقاطع گوناگون ، برنامه ریزی برای این امر مهم را به همه سکانداران نظام اسلامی به خصوص مسئولان فرهنگی کشورگوشزد نموده اند.


همچنین بحث توجه به فرهنگ را برای تمام مراحل از آغاز شکل گیری هویت و شخصیت فکری فرد که عمدتاً در مدارس شروع و به دانشگاه ختم می شود و نیز در مراحل بعدی نقشی که صدا و سیما به عنوان یک دانشگاه عمومی و نیز رسانه های ارتباط جمعی می توانند ایفاء نمایند و نیز نقش فراگیری را که دستگاههای و نهادهای فرهنگی در بسط و گسترش فرهنگ اصیل و ناب اسلامی می توانند درتمام لایه ها و سطوح جامعه ایجاد نمایند، مورد توجه جدی قرار داده اند.


زیرا از دیدگاه ایشان اگر بخواهیم جامعه ای سالم و آرمانی را هدف گذاری نماییم راه وصول این هدف تنها وتنها در عنایت ویژه به فرهنگ آن جامعه ( همراه با داشتن دیدی جامع الاطراف وجامع نگرانه) می باشد.همچنانکه می فرمایند:« اصولا راه اصلاح مملکت در اصلاح فرهنگ آن نهفته است.»


در همین راستا، طرح ایدة مهندسی فرهنگی از سوی رهبر معظم انقلاب که خود شخصیّتی بی نظیر در عرصه نظریه‌پردازی و ارایه تئوریهای نوین و تولید فکر در حوزه فرهنگ می باشند و بدون تردید وجود ایشان تاکنون بسیاری از خلاء ها و کمبود های ناشی از کم کاری، فترت و تکاسل در گستره ایده پردازی و تحول آفرینی فرهنگی را پر نموده است،حاکی از آن است که تداوم روند سیاستگذاری‌های گذشته در حوزه فرهنگ داخلی در واقع عرصه را برای هجوم همه جانبه و تعمیم و شیوع بیش از پیش فرهنگ مهاجم بازتر خواهد نمود واگر چاره ای جدی در این خصوص اندیشیده نشود،با کمال تأسف باید اذعان نماییم که شاید روزی برسد که فرهنگ مهاجم آنچنان در جامعه به ویژه در بین نسل جوان شیوع پیدا کند که در میان آنان تبدیل به فرهنگ جانشین گردد.


البته بحث مهندسی فرهنگی و ایجاد ساختاری نوین در فرهنگ ملّی و براساس فرهنگ دینی منافی استفاده صحیح و عقلانی از عناصر مقبول و مطلوب و سازگار با فرهنگ بومی ودینی ما از فرهنگ غربی نمی باشد؛ لذا طرح و نظریه مهندسی فرهنگی در پی آن است تا اولاَ دو ضلع فرهنگ یعنی فرهنگ دینی و ملی را از نقطه تقاطع به سمت توازی سوق داده و با بومی نمودن عناصر و مؤلفه های سودمند و تأثیر گذار فرهنگ مهاجم در واقع تز تبادل فرهنگی را دنبال نماید.


در خصوص چرایی طرح مسئله و علل و ضرورتهای طرح بحث مهندسی فرهنگی« باید خاطرنشان ساخت که فرهنگ، نظامی است شامل باورهای بنیادین و پیش‌فرض‌های اصلی اعتقادی انسان‌ها به نظام هستی و جایگاه انسان در آن، که از درون آن، ارزش‌ها و هنجارهای زندگی استخراج می‌گردد.از رهگذر تغییر باورها، رفتار انسان‌ها تغییر می‌کند و هم با پذیرش رفتارهای جدید از محیط پیرامونی، به تدریج و به آرامی نوع باورهای انسان‌ها تغییر می‌یابد.


با درک و پذیرش این مقدمه، متوجه می‌شویم که تغییرات فرهنگی در یک جامعه، حاصل تغییرات فکری، ذهنی و رفتاری همه انسان‌ها در یک جامعه و مبادلات فرهنگی، فکری و علمی، تکنولوژیکی با سایر جوامع است و حال اگر به هر دلیلی، وجود و تداوم باورهایی برای ادامه حیات هدفمند یک جامعه ضرورت داشته باشد، منطقاً باید همه اعضای یک جامعه در هر موقعیتی در حفظ و تداوم آن باورها حساس شوند. به علاوه داده‌ها و ستاده‌ای که بین سه وجه کلّی جامعه، یعنی اقتصاد، سیاست و فرهنگ وجود دارد، نشان می‌دهد، هر اقدام مثبت یا منفی در فرهنگ، سیاست یا اقتصاد رخ دهد، پس از اصلاح یا تخریب آن بخش، بلافاصله یا به تدریج بر ابعاد دیگر جامعه اثر می‌گذارد.»

 

فرهنگ مهندسی:


بایسته است که قبل از پرداختن به موضوعات اصلی وکلید واژه های بحث ، به ضرورتها ،الزامات و مقدمات اجرایی شدن مباحث پرداخته شود . چرا که اگر این مقدمات که تحت عنوان فرهنگ مهندسی مورد بحث قرار می گیرند در جامعه وجود نداشته باشد و اقشار مختلف به خصوص ذی دخلان با آن مأنوس نباشند به هر میزان هم که به مباحث اصلی مهندسی فرهنگی پرداخته شود واین الزامات مغفول و بی توجه بماند انتظار رسیدن به اهداف آرمانی کمی دور از ذهن به نظر میرسد.


برای انجام هر امری ویا برنامه ای (به خصوص برنامه هایی که مرتبط با فرهنگ هم باشد به مراتب بیشتر) ابتدا باید فرهنگ آن را در جامعه بسط وگسترش داد و به عبارتی فرهنگ سازی لازم را به عمل آورد . پس از نهادینه سازی فرهنگ آن برنامه ، اصل برنامه را به مرحله اجرا در آورد در آن صورت باتوجه به فرهنگ سازی انجام شده پذیرش و انجام آن برنامه توسط لایه های مختلف اجتماع، سهل الوصول تر خواهد بود.
با عنایت به مطالب مندرج در پیشینه بحث در یافتیم که گذشتگان ما همواره برای مباحث مهندسی اهمیت ویژه ای قائل بودند . اما امروزه بنا به دلایل مختلف ( که نیاز به کار پژوهشی و کارشناسی دارد) نسبت به قبل کمتر به این مباحث مهم عنایت جدی دارند. با توجه به جایگاه ونقشی که ترویج فرهنگ مهندسی در رسیدن به اهداف و آمال در نظر گرفته شده برای مهندسی فرهنگی می تواند ایفاء نمایند ضروری است در کنار پرداختن به این مباحث ، بسط و ترویج فرهنگ مهندسی نیز مد نظر قرار گرفته و راهکارهای مناسب و کارآمد برای نهادینه سازی آن در تمام سطوح جامعه زمینه سازی و مهیا گردد.
با ملاحظه پیش زمینه های فوق الاشاره ،در ادامه ،کلید واژه ها، مفاهیم مهم وتعریف لغات و اصطلاحات بکار رفته، در این مقال جهت شناخت و آگاهی و درک بیشتر آنها تبیین خواهد شد :
مهندسی فرهنگی از دو کلمه کاملا متفاوت بوجود آمده است.متفاوت از این حیث که در ارتباط با نوع کار و پیوستگی معنایی با یکدیگر کاملا همسو و در یک راستا به نظر نمی رسند، زیرا :
▪ مهندسی: در حوزه سخت افزاری و در ارتباط با طبیعت و محیط سخت و امور فیزیکی مورد استفاده دارد.
▪ فرهنگی : در حوزه نرم افزاری امور حسّی ، درونی ، معنوی ،آداب، سنن ، ارزشها ،تعلیم وتربیت و با قریحه ذاتی انسان همراه است.
ماحصل امتزاج و تقارن دو بحث مهندسی در حوزه سخت افزار و فرهنگ در حوزه نرم افزار از این حیث حائز اهمیت است که« در کنار عوامل متعدد و متنوع سخت‌افزاری، عوامل غیرمادی و به اصطلاح " نرم"، همواره تأثیری تعیین‌کننده در نتیجه رقابت‌ها و چالش‌ها دارند. تشخیص صحیح زمان، مکان و نحوه مواجهه ، امری است که در گرو اعتماد ناشی از تسلط بر قوای موجود و در دسترس می‌باشد. "اعتماد" را می‌توان خروجی نظامی مستقر و تثبیت‌شده دانست که امکان بقای توأم با پویایی را برای سیستم فراهم می‌سازد. »


آنچه در این میان قابل توجه وحائز اهمیت است، چگونگی در هم آمیختگی و تعامل این دو حوزه سخت افزاری ونرم افزاری با یکدیگر می باشد و همین امر مهم ، ظرافت بسیار بالا ، دقت نظر زیاد و ملاحظه ویژه ای را در برنامه ریزی، طراحی،تصمیم سازی ، تصمیم گیری ومدیریت امور مربوطه می طلبد. چه بسا اگر موارد ذکر شده مورد عنایت جدی قرار نگیرد، نه تنها نتایج مطلوب را در پی نداشته باشد، بلکه احتمال اینکه نتیجه معکوسی نیز پیامد آن باشد، بسیار زیاد است.«به‌کارگیری عنوان مهندسی در ارتباط با فرهنگ جامعه یک بدعت و ابراز سلیقه نیست، بلکه همان گونه که از مطالب فوق برمی‌آید، به لحاظ فراگیر بودن مفهوم فرهنگ و برخورداری آن از ارتباطات پیچیده سیستمی در درون و برون، مدیریت و هدایت فرهنگی جامعه مستلزم تبعیت از اصول و ضوابط مهندسی سیستم‌هاست.»


در مهندسی از یک سری اصول و قواعد و مقررات ریاضی استفاده می کنیم که از مقبولیت جهانی برخوردار بوده و عمومیت دارد . این اصول در تمامی کشورها ی جهان چه شرقی و غربی و چه کشور های اسلامی مورد استفاده قرار می گیرد. قوانینی چون فیثاغورس و دکارت و یا نحوه جمع وتفریق وضرب اعداد و.. همه این موارد در سطوح مختلف از مقبولیت برخوردار بوده ویا حداقل تا زمانی که قانون جدیدی نتواند قوانین قبلی را نقض و منسوخ کند، دارای اعتبار جهانی بوده وبین تمام اندیشمندان ومحققان و بهره برداران از آن دارای کاربرد می باشد . این امر بر می گردد، به خاصیت ذاتی مهندسی که ابزار بهره گیری آن در حوزه کمیّت قرار دارد و امور کمی از قابلیت محاسبه دقیق تر ، شمارش و استنادات بر خوردارند و از طرفی مباحث کمی بیشتر در امور مادی و طبیعت کار برد داشته و معمولا از چارچوب مشخص و معین پیروی نموده و جزو امور عینی می باشند.به عنوان مثال بهره گیری از نقشه با کارکرد و عناوین مختلف از مهمترین ابزار و وسایل ضروری رشته های مهندسی می باشد و برای نقشه نمادها و نشانه ها و علا ئمی به کار گرفته می شود که از استاندارد جهانی برخوردار باشد.از طرف دیگر ظرفیت و دایره بهره برداری و استفاده از عنوان مهندسی نسبت به فرهنگ بسیار کمتر و محدو تر می باشد.
اما در بحث فرهنگ تاکنون تعریفی جامع وکامل که مورد توافق همگان بوده و فراگیری جهانی داشته باشد، ارائه نشده است. حتی صاحبنظران داخلی نیز تا کنون تعریفی که بتوان بر اساس آن از ادبیات گفتمانی و دیالو گهای هماهنگ و یکسانی استفاده نمود ارائه نشده است. قلمرو فرهنگ غیر قابل تحدید و بسیار گسترده می باشد.اگر نگاهی به تعاریف موجود از فرهنگ در سطح جهانی داشته باشیم، تاکنون صدها تعریف بر اساس نوع اهداف و کارکردهای متنوع از فرهنگ به عمل آمده است. حتی در داخل کشور نیز با اینکه قدمت، چارچوب و مبانی نظری و عقیدتی و بومی مشخص می باشد.اما بر حسب نوع هدف خاص، درحوزه ها و حیطه های مختلف از فرهنگ تعاریف متعددی به عمل آمده است .عناصرفرهنگ در دایره مباحث و معانی نظری وفکری قراردارد و یکسان سازی این ادبیات نیز با توجه به تنوع دید گاهها ، عقائد ونظرات که ناشی از تفکرات وعقائد و احساسات و نیز امور درونی و معنوی افراد بوده و به تصویر و کمیت در آوردن آنها بسیار مشکل می باشد.

 

 

منبع : خبرگزاری فارس