شما اینجا هستید: صفحه اصلیمدیریت فرهنگینقش فرهنگ در خلاقیت و نوآوری

نقش فرهنگ در خلاقیت و نوآوری مطلب ویژه

یکشنبه, 19 دی 1395 ساعت 11:51
خلق کن کز خلق می گیرد وجود آنچه نابوده است می بینیش بود
از تو اندیشه ز عالم چیرگی محو گردد از جهان صد تیرگی
(زهرا طاهری)
هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار می شود که می داند باید از شیر تند تر بدود تا طعمه او نشود و شیری که می داند باید از آهو تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست شیر باشی یا آهو، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش. (نلسون ماندلا)
و خداوند جهان را آفرید تا سری که دیرگاهی پنهان مانده بود آشکار گردد. سرحضور شریف ترین موجود روی زمین که می باید مظهر همه آن کمالاتی باشد که خداوند در وجود او به امانت نهاده است. همه چیز ناقص بود و انسان این موهبت را داشت تا راه کمال یافتن و نوآوری و شکفتن را بشناسد و با پشت کار و تدبیر مسیر زندگی در کره زمین را تسهیل کند.
خداوند راه و رسم خلق کردن را به هیچ موجودی از موجودات عالم نشان نداد جز به انسان و به او قدرت اندیشیدن داد تا در برابر موانعی که به طور طبیعی در مسیر حرکت او سر بلند می کنند، کمر خم نکند و آن را بدون چنگ و دندان نشان دادن، چون تردستی فرزانه، کنار نهد. آن هم از ابزاری که زاییده ذهن خلاق و اندیشه پویای او بود. این همه زایش و خلق کردن، تنها از انسان بر می آید و اینگونه بود که خداوند فرشتگان را به سجده بر این موجود نوآفریده فرمان داد. یعنی اگر چه می دانم زمین را پر از شرارت می کند، اگرچه می دانم مرا پاس نمی دارد، اگرچه در وجناتش سرکشی و طغیان می بینم، اما من جهان را به خاطر انسانی خلق کردم که پاس دار حریم اندیشه است و آفریدن را به نیکی آموخته است.
خلاقیت شاه کلید نوآوری
خلاقیت چیست؟ و انسان خلاق به چه کسی اطلاق می شود؟
به اعتقاد نگارنده، انسان خلا ق به طور عام به کسی گفته می شود که قادر باشد از ساده ترین ابزار برای پاسخ دادن به سوالات متعدد استفاده کرده و نگاه متفاوتی به جهان پیرامون خود داشته باشد.
مشخصات انسان نوآور:
۱) با مسدود شدن هر مسیر، به راهی تازه می اندیشد.
۲) هیچ ناممکنی او را از رسیدن به هدف مایوس نمی کند.
۳) در انتظار یاری دیگران دست روی دست نمی گذارد.
۴) به سادگی تسلیم شرایط نمی شود.
۵) امور را به مقدرات موهوم ربط نمی دهد.
۶) انعطاف پذیر است.
۷) ریسک پذیر است.
۸) در برابر چالش ها واکنش مثبت نشان می دهد.
۹) اعتماد به نفس دارد.
۱۰) استقلال دارد.
۱۱) در برابر انتقادات پاسخگو است.
۱۲) دوراندیش است.
۱۳) به منابع متعدد می اندیشد.
چنین انسانی قادر است در تمام حوزه های علم حرفی نو و تازه بیافریند و تا آنگاه به اندیشه و طرحی تازه ای دست یابد، از مسیر گذشتگان به عنوان نشانه های راه بهره می برد اما به آن اکتفا نکرده و از تقلید می پرهیزد. پیدا است که طی کردن راه چندان آسان نیست. انسان خلاق سر سخت است زیرا می داند «در روزهای سخت، آدم های سخت می مانند و روزهای سخت می روند.»
انسان خلاق می داند که بسیاری اوقات در زمان مناسب پاس داشته نمی شود. زیرا «فضیلت به ندرت یافت می شود و نادرتر از آن ارج نهاده می شود.» (گوته)
حافظه مردم این سرزمین هنوز داستان فردوسی و آفرینش شاهکار بی بدیل چون شاهنامه و ناسپاسی سلطان محمود و بی خردان پیرامونش را از یاد نبرده است.
جامعه بشری بر شانه های انسان خلاق امکان بقا یافته است زیرا «در میان مردم اگر یک آدم بیدار وجود داشته باشد، حقیقت هرگز نمی میرد.» (راسل)
حقیقت هم نادانسته هایی است که ذهن باید گره آن را براساس تجربه، مداومت، پژوهش و اندیشه باز کند.
موفقیت محصول مداومت و پای مردی است. «موفقیت یک حادثه نیست یک تمرین دائم در طول زندگی است» (برایان تریسمی) و این اصل مهم باید به صورت یک فرهنگ در جامعه پذیرفته شده و به رسمیت شناخته شود.
● فرهنگ چیست؟
فرهنگ را می توان مجموعه ای از باورها، آیین ها، اندیشه ها، آداب و رسوم و ارزش های حاکم بر یک جامعه دانست. به دیگر سخن، فرهنگ مقوله ای است که در سطح جامعه و گروه و در تعامل میان آنها معنا می یابد و شیوه برقراری ارتباط و تعامل را میان افراد جامعه بیان می کند. بر مبنای فرهنگ است که افراد تجارب، تصورات و عقاید خود را با یکدیگر مبادله می کنند. فرهنگ را می توان نظامی فکری دانست که در گفتار و رفتار جامعه متجلی می شود. در یک نگرش کلی و جامع، فرهنگ شیوه و اسلوب زندگی است. از این منظر فرهنگ مقوله ای است در حال تحول، که از بسیاری از شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه تاثیر می پذیرد. انسان خلاق همگام با تغییرات گام بر می دارد و می کوشد فرصت های ایجاد شده در جریان تغییرات را کشف و از آنها بهره برداری کند. همگامی با تغییرات مستلزم بستری فرهنگی است که به تغییر بها می دهد و به استقبال آن می رود. بستری که می تواند در صورت لزوم، رهیافت ها و عملکردهای سنتی و قدیمی را کنار گذاشته و رهیافت های نوینی را برگزیند.
در عمیق ترین لایه های فرهنگ نوآوری یک باور اساسی نهفته است و آن اینکه: «نمی توان در امواج سهمگین تحولات، جزیره ای کوچک یا ثبات ساخت و با قراردادن حصارهای به ظاهر مستحکم، جامعه را از تبعات مثبت و منفی تحولات مصون نگاه داشت.»
این باور اساسی در جوامعی که به تعمیق و گسترش مبانی فرهنگی خود اهتمام ویژه ای دارند، باوری ارزشمند و سرنوشت ساز است. دنیا به سوی جهانی شدن پیش می رود. با گسترش سیستم های اطلاعاتی و ارتباطی، مرزهای فرهنگی میان ملت ها روز به روز کمرنگ تر می شود. فرهنگ در دنیای آینده تعاملی نزدیک و گسترده دارند. فرهنگ کشور های پیشرفته و ارزش های حاکم بر آنها، چه درست و چه نادرست، همچون سیل عظیمی موجودیت فرهنگی سایر ملت ها را به خطر خواهد افکند. بنای یک سد عظیم، راه رویارویی با این سیل نیست. بلکه شناخت مسیر و پی ریزی آب راه های مناسب بر سر راه آن است که می تواند آن را به سمت و سویی مناسب رهنمون شود. اگر می خواهیم در مسیر تحولات فرهنگی جهان آینده نقشی فعال و مثبت ایفا کنیم، باید این تحولات را بشناسیم، موجودیت آنها را بپذیریم و فرصت های موجود در آنها را تشخیص دهیم و به موقع از این فرصت ها بهره برداری کنیم.
مشارکت و احترام به اندیشه های نو
«بقای بشر بیش از که محصول کشمکش باشد، نتیجه همکاری است»
هنگام ارائه یک ایده تازه سه رخداد قابل انتظار است:
۱) واکنش منفی به طور مطلق به منظور تحکیم مسیرهای گذشته حتی تکرار خطارهای آزموده شده
۲) واکنش مثبت به طور مطلق که با توجه به فرد ارائه دهنده گاه معنای چاپلوسی و تملق را نیز در بطن خود دارد.
۳) واکنش نقادانه و درخواست فرصت برای بررسی زیر و بم طرح و تحلیل راستی ها و ناراستی ها به منظور کشف حقیقت طرح.
انسان خلاق باید خود را برای این واکنش ها آماده سازد. نه از واکنش های منفی دل سرد شود، نه از واکنش های مثبت ذوق زده گردد و نه در برابر نقدها خود را بی میل نشان دهد. نقد اندیشه، برکشیدن آن از خارهای دست و پاگیر و خطاهای محاسبه نشده است.
نقد پرخاشگری رابر نمی تابد. زیرا انسان دردآشنا از سردلسوزی نکاتی را متذکر می شود که بسیاری از اوقات توجه به آن راه گشا است.
انسان خلاق باید بداند که در فرآیند آفریدن اطلاعات جایگاهی ندارد. زیرا اطلاعات محض و بدون نقد نشان ندانستن و حماقت است. بنابراین نباید در برابر نقد واکنش نشان داد. پرخاش زاییده ترس و ترس نشانه کوچکی شخصیت فرد در برابر وظیفه ای است که از او خواسته اند.
همانطور که گفته شد افراد خلاق دید کاملا متفاوتی نسبت به پدیده های پیرامون خود دارند. این گونه افراد همواره به دنبال ناشناخته ها هستند و مایلند روش های جدید را تجربه کنند. بنابراین ضروری است افکار و پیشنهادات و طرح های آنان از سوی صاحبان قدرت مورد توجه قرارگرفته و ابتکار عمل آنان از سوی مسوولان تشویق گردد. فراموش نکنیم که افراد خلاق انسان های بزرگی هستند که با کمک آنان می توان طرح های بزرگ و ناممکن را اجرا کنیم و باور کنیم که «هرگز نمی توان با آدم های کوچک کارهای بزرگ انجام داد.»
 منبع : روزنامه مردم سالاری