شما اینجا هستید: صفحه اصلیمدیریت فرهنگیهست ها و بایدها

هست ها و بایدها مطلب ویژه

دوشنبه, 11 بهمن 1395 10:19
تاکنون تعاریف متعددی برای فرهنگ عنوان شده که به مرور رنگ و روی جامع تری به خود گرفت.
می توان در تعریف فرهنگ این چنین نوشت: «فرهنگ؛ مجموع کامل مشخصه های ممیزه روحی، مادی، فکری و عاطفی است که یک جامعه یا گروه اجتماعی را مشخص می کند.
نه تنها شامل هنرها بلکه شامل اشکال زندگی، حقوق اساسی انسانی، نظامهای ارزش، سنتها و اعتقادها نیز می شود.»
با ویژگی هایی که این تعریف برای فرهنگ جامعه یا گروه اجتماعی تعیین می کند، دیگر نمی توان فرهنگ را بعد فرعی یا تزئینی توسعه تلقی کرد، بلکه عنصر ضروری جامعه به شمار آمده و در رابطه کلی با توسعه، نیروی درونی جامعه محسوب می شود و نیز هر جامعه ای دارای مؤلفه ها و مشخصه های فرهنگی منحصر به فردی است که از آن به فرهنگ ملی یاد شده و تحت تأثیر شرایط اقلیمی، پیشینه تاریخی و عقاید مذهبی مردم یک سرزمین قرار دارد.
توسعه بدون توجه به شرایط فرهنگی و فرهنگ ملی مردم یک سرزمین محقق نخواهد شد، اما اینکه چرا در تمام معادلات اجتماعی و سیاسی دنیا، به مقوله فرهنگ به صورت جدی توجه می شود و نظریه پردازان غرب در هیچ یک از مطالعات و معادلات خود جایی خالی از فرهنگ باقی نمی گذارند؟ پرسشی است که باید به صورت جدی بدان پرداخته شود.
گرچه پاسخ به این پرسش از بدیهیات می باشد، اما متأسفانه یکی از عرصه هایی که در برنامه ریزیهای کشور ما با توجه به سابقه تمدنی درخشان و سرمایه های عظیم فکری و فرهنگی مغفول مانده، همین عرصه است.
همان گونه که بیان شد، تحقق توسعه واقعی منوط به توجه جدی به فرهنگ ملی و احترام به باورهای یک ملت است.
«ریموند شاسله» در این باره می گوید: «تأکید بر هویت فرهنگ (ملی)، شرط لازم حاکمیت و استقلال و شکوفایی تواناییهای فردی و توسعه هماهنگ جوامع و اقدامی رهایی بخش بوده و اسلحه ای برای مبارزه در جهت نیل به استقلال واقعی، تأکید بر حفظ هویت فرهنگی یا رد هر گونه تقلید (برون گرایی) و کنار گذاردن شیوه های فکری و عملی از سنتها، تاریخ و ارزشهای اخلاقی و حفظ میراث نیاکان بدون سنت گرایی، گذشته گرایی، بی تحرکی و انزواست.
هویت فرهنگی در ارتباط و تماس با سنتها و ارزشهای ملل دیگر نو و غنی می شود و امکان تعالی و شکوفایی انسان را افزایش می دهد.»
با این تعاریف و عنوان امروز که بهانه ای برای نوشتن این سطور شد و نیز عنوانی که مقام معظم رهبری برای سال جاری برگزیدند، ذکر چند نکته خالی از لطف نخواهد بود.
۱) احترام و توجه به فرهنگ ملی و نیز باورهای مذهبی مردم ایران که با هم عجین شده است نباید برخلاف آنچه در ذهن برخی جاری و ساری است به دور از حوزه توسعه انگاشته شود، زیرا متأسفانه به زعم برخی، فرهنگ نه تنها پایه و اساس توسعه در هر جامعه ای نیست که جایی نیز برای آن در نظر گرفته نشده است.
۲) توجه به تمدن در کنار فرهنگ برای بهبود روابط اجتماعی می تواند سرچشمه نوآوری در حوزه های گوناگون فناوری باشد. زیرا تمدن، به برطرف ساختن نیازهای مادی انسان در اجتماع می پردازد و افزون بر تأمین پیشرفت انسان، در اجتماع، به تکامل فردی انسان نیز نظارت دارد.
۳) بیان ارزشهای فرهنگی و فرهنگ آفرینی و شفاف سازی اذهان عموم جامعه، از دیگر بایدها در راستای توسعه فرهنگی است.
۴) انتقال و توسعه ارزشهای فرهنگی که در فرهنگ ما جنبه ارزش دینی نیز پیدا می کند از دیگر مقوله هایی است که متولیان امور مذهبی نباید از آن غافل باشند. البته فرهنگی باید انتقال داده شود که در متن جامعه خود نهادینه شده باشد.
به هر روی، با تمام بایدها و الزامهایی که در مسیر توسعه فرهنگ موجود است، نباید از هجمه های فرهنگی دنیای غرب غافل ماند و قبل از هر چیز باید با در نظر گرفتن داشته های غنی فرهنگ خودی، راه را برای توسعه مبادلات فرهنگی با ملتهای دیگر گشود.
گسترش و تقویت مناسبات فرهنگی با ملل دیگر، پرهیز از خودباختگی فرهنگی، توجه به هنر و جنبه های زیبایی شناسی فرهنگ و هنر دینی، گسترش مناسبات فرهنگی با برپایی نشستهای مشترک، اشاعه و گسترش زبان و ادبیات فارسی با تقویت کرسیهای زبان فارسی و ایران شناسی و... از جمله مسایلی است که می تواند در این مسیر راهگشا باشد.

 

 

 

منبع : روزنامه قدس