مدیریت از نظر معصومین (ع)

منتشرشده در مدیریت اسلامی سه شنبه, 31 فروردين 1395 ساعت 00:00

در احادیثی که از پیامبر بزرگوار اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع) نقال شده ، اهمیت مدیریت به  وضوح به چشم می‌خورد و نمونه‌های بارز آن‌ها به شرح زیر بیان می‌شود.

 قال رسول ا... (ص) :

« مَن اِستِعمِلَ عاملاًمِنَ المُسلمینَ و مَن هُوَ یَعلَمُ اَنَّ فیهِم مَن اُولی بِذالِکَ مِنهُ و اَعلَمَ بِکِتابِ اللهِ وَ سُنَّۀِ نَبِیَّهِ و رسولهُ و جمیع المسلمین»

هرکسی از بین مسلمانان عاملی را بر سر کار بیاورد در حالی که بدان در بین مسلمانان فردی وجود دارد که او برای این کار سزاوارتر و به کتاب و سنت پیغمبر(ص) آشناتر است به تحقیق به خدا و رسول خدا و تمامی امت اسلامی خیانت کرده است .

 

قال رسول ا... (ص) :

« لا تصلح الامامة الا لرجل فیه ثلاث خصال: ورع یحجزه عن معاصی الله، وحلم یملک به غضبه، وحسن الولایة علی من یلی حتی تکون لهم کالوالد الرحیم»

پیامبر خدا فرمود : صلاحیت و مدیریت و امامت امت اسلامی را ندارد مگر کسی که دارای سه خصلت باشد :

1) توان تقوا و پرهیزکاری  که اورا از معصیت خداوند باز دارد .

2) توان و شرح صدری که موج‌های شیطانی برخاسته از هوای نفس را کنترل نماید

3)توان چنان نیکو مدیریتی، نسبت به همکارانش ، که چون فرزندی آن‌هارا در زیر چتر محبت خود قرار دهد .

 

قال رسول ا... (ص) :« مَنْ تَقَدَّمَ عَلي قَوْمٍ مِنَ الْمُسْلِمينَ وَ هُوَ يَري أَنَّ فيهِمْ من هو افضل منه فقد خان اللَّه و رسوله و المسلمين »

پیامبر خدا فرمود : کسی که بر دیگر مسلمانان در کارها پیشی گیرد ، در حالی که می داند در آن جامعه فردی شایسته تر از او وجود دارد ، هر آینه به خدا و پیامبر او و به تمامی مسلمانان خیانت کرده‌است.

 

قال نبی (ص) : «یا ایها الناس اِنَّما اَهلَکَ الَّذینَ مِن قَبلِکُم اَنـَّهُم کانوا اِذا سَرَقَ فیهِمُ الشَّریفُ تَرَکوهُ وَ اِذا سَرَقَ فیهِمُ الضَّعیفُ اَقاموا عَلَیهِ الحَدَّ.»

پیامبر (ص) فرمود: ای مردم! همانا به ورطه‌ سقوط و انحطاط افتاده‌اند آنان که از قبل شما بودند و قانون را درباره‌ی قدرتمندان جامعه وقتی دزدی می‌کردنداجرا نمی نمودند ولی چون مردمان ناتوان و ضعیف دزدی می‌کردند آن‌ها را مجازات می‌کردند و حد می‌زند

 

قال رسول ا... (ص) : « مَنْ وَلي عَلي عَشْرَةِ كانَ لَهُ عَقْلُ اَرْبَعِينَ وَ مَنْ وَلي اَرْبَعِينَ كانَ لَهُ عَقْلُ اَرْبَعَمِأةٍ  »

پیامبر خدا فرمود: کسی که متولی امور ده نفر می‌شود باید اندیشه‌ی چهل نفر را داشته باشد و کسی که مسئولیت اداره‌ی چهل نفر را  برعهده می‌گیرد باید عقل و اندیشه‌ی چهارصد نفر را داشته باشد .

 

قال علی (ع): «يستَدَلَّ عَلَي ادبارِ الدُّوَلِ بِاَربَعٍ: تَضييعِ الاُصولِ وَ التَّمَسُّکِ بِالفُرُوعِ وَ َتقديمِ الاَراذِلِ وَ تَاخيرِ الاَفاضِلِ»

علی (ع) فرمود: چهار دلیا باعث واژگونی دولت‌هاست:

1- از میان رفتن اصولی که جکومت‌ها براساس آن تشکیل شده‌اند

2- روی آوردن به کارهای روبنایی و فرعی

3- واگذاری امور به افراد ناصالح

4- بها ندادن به نیروهای توانمند و با فضیلت

 

قال علی (ع): « یا مالک ثم تفقد اعمالهم... ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِكَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً وَ لَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَ أَثَرَۀ، فانما جماعُ مِنَالشعَبِ الجورِ ئالخیانَۀِ »

ای مالک در کار‌های آن‌ها جست‌وجو کن ... پس در کار کارگزارانت با دقت بنگر و آنان را پس از آزمایش به کار گمار و از روی هوای نفس و ترحم و خودسری ، کاری را به آ‌ن‌ها وامگذار ، زیرا این گونه برخورد کردن، ستمکاری به مردم و خیانت در امانت است.

 

« اللهَ اللهَ فِي الطَّبَقَهِ السُّفْلَي مِنَ الَّذِينَ لَا حِيلَهَ لَهُمْ مِنَ الْمَساكِينِ وَ الْمُحْتاجِينِ وَ اَهْلَ الْبُوْسَي وَ الزَّمْنَي »

خدا را ، خدارا ، در مورد طبقه مستضعف جامعه، آن بیچارگان و تهیدستان و نیازمندان و گرفتاران در ختی و ناتوانی که هیچ گونه مفرّی برای فرار از گرفتاری‌ها ندارند .

 

«وَ لاَ تَقُولَنَّ إِنِّی مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِی اَلْقَلْبِ وَ مَنْهَكَةٌ لِلدِّینِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ اَلْغِیَرِ»

ای مالک نباید بگویی من مأمورم ومدیر ، فرمان می‌دهم پس باید فرمان مرا اطاعت کنید و این شیوه مغرورانه باعث می شود تا دل فاسد و دین بی حرمت و نعمت زایل گردد.

 

قال الصادق (ع): «مَن طَلَبَ الرُّئاسَۀَ هَلَکَ»

امام صادق (ع) فرمود : کسی که به دنبال ریاست برود هلاک می‌شود

 

قال الرضا (ع): « ما ذئبان ِ ضاریانِ فی غَنَمِ قَد تَفَرَّقَ رِعاوُها بِاَضَرَّفی دینِ المُسلِمِ مِن الرَّئاسَۀِ»

امام رضا (ع) فرمود: ریاستی که برمبنای خودخواهی باشد برای دیانت و اعتقاد مسلمانان زیانمند تر از این است که دو گرگ گرسنه در میان گله گوسفندی بیفتد که چوپان نداشته باشد

 

قال َ الامام ُ العسگری (ع): « فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ »

 امام حسن عسگری فرمود: اگر از فقها کسی خویشتن دار ، نگهبان برای دین، مخالف بر هوای نفس و تسلیم فرمان خدایش باشد پس بر عوام است که از او تقلید و پیروی بکنند.

 

عن ابی عبدا... (ع) قالَ : «مَلْعُونٌ مَنْ تَرَأَّسَ مَلْعُونٌ مَنْ هَمَّ بِهَا مَلْعُونٌ كُلُّ مَنْ حَدَّثَ بِهَا نَفْسَهُ»

امام صادق (ع) فرمود: از رحمت خدا دور است آن بی صلاحیتی که با ظاهر سازی و تصنع ، پست مدییت را اشغال میکند یا برای رسیدن به آن تلاش نماید و یا چنین فکری را در سر بپروراند.

 

عَنِ الکاظمِ (ع):«إنَّ لُقمانَ علیه السلام قالَ لاِبنِهِ : تَواضَع لِلحَقِّ تَکُن أعقَلَ النّاسِ »

امام کاظم (ع) فرمود: لقمان فرزندش را نصیحت می‌کرد که در مقابل مردم فروتن باش تا عاقل‌ترین مردم باشی .

 

با اندکی  تعمّق و تفکر در احادیث و آیاتی که برای نمونه ذکر شده به اهمیّت، ضرورت و ضرافت امر مدیریت پی برده و نکات باریک و قابل تأملی را به شرح زیر بیان می‌کنیم.

ملاک و معیار گزینش از نظر پیامبر عظیم الشأن اسلام عبارت‌است از شناخت کافی نسبت به کتاب آسمانی ، سنت پیامبر ، تقوا، شرح صدر ، محبت به زیر دستان... که عدم توحه به آن‌ها باعث انحطاط و سقوط اقوام و جکومت‌ها در دوران‌های مختلف جوامع بشری بوده و خواهد بود زیرا شایسته سالاری در عالم آفرینش امر موکد الهی  است و بر همین اساس خداوند بشر را به جانشینی خود برگزیده و به  عنوان اشرف مخلوقات معرفی می‌کند . همچنین در احادیث متعدد و معتبری که از مولای متقیان حضرت علی (ع) و سایر ائمه معصومین (ع) نقل شده، برا اهمیت و ضروریت اعمال مدیریت سالم، مشروع و منطقی تأکید گردیده و غفلت ، تساهل و تسامع در این خصوص که سبب از بین رفتن اصول و ارزش‌های بنیادی سیستم حکومتی و اداری می‌شود مورد نکوهش قرار گرفته است ، چرا که یکی از شرایط مهم اعمال مدیریت داشتن اقتدار مشروع و قاطعیّت مقبول به منظور اجرای عدالت است تا حقوق افراد ضعیف و مظلوم از ظالم بازستانده شود و ایادی خیانت از بیت المال کوتاه گردد، بنابراین مدیر باید همواره مسئولیت را امانت ئ تکلیف الهی تلقی کرده و خود را وقف خدمت به بندگان خدا نماید نه این که مدیریت را به عنوان اهرم قدرت و مزیت اکتسابی جهت وصول به مقاصد و اهداف شخصی تصور کند زیرا منصب مدیریت از دیدگاه مکتب اسلام مسند عاریتی  است نه یک مرکب مالکیتی که راکب آن هرگز قصد پیاده شدن را نداشته و سوار شدن دیگران را نیز بر آن جایز نشمارد . البته امروزه یکی از معضلات دامن گیر مدیریت سازمان‌های کشور ما همین عادت بد و مرضِ مزمن عده‌ای از راکبان خوش آرمیده‌است. که می‌گویند ترک عادت موجب مرض است و این مثل را جهت توجیح استمرار رکوب خود عقلانی توصیف می‌کند در حالی که از ظلم و ستم خود بر مرکب عاریتی و تضییع حقوق دیگران کاملاً غافل هستند چرا که این نوع مداومت ، اصل شایسته سالاری را تحت الشعاع قرار داده است و حاکمیت ارازل و افاضل  را استمرار می‌بخشد که نتیجه آن جز رکود ، عقب ماندگی، تهجر، واپس گرایی و ... نیست ، پس نخبگان و شایستگان جامعه شده و از افکار و اندیشه‌های صائب آنان ، جهت هدایت سفینه ‌ی سرگردان جامعه به ساحل فلاح بهره‌مند شویم، در غیر این صورت کشتی به گل می‌نشیند و ما نیز محکوم به فنا می‌شویم. ناگفته نماند که تاریخ گویای تکرار خیلی از این گونه حوادث در دوران‌هاب مختلف بشری و کارنامه عمکرد دولت‌هاست که می تواند بهترین درس عبرتی برای سیاستنداران و حاکمان کشور ما باشد، تا اینکه بیدار شده و به این وضع آشفته و نامطلوب مدیریتی که در شأن این نظام مقدس اسلامی نیست، سر و سامانی بدهند .

 

منبع: کتاب آموزه های مدیریت رمز موفقیت