رفق و مدارا

منتشرشده در مدیریت اسلامی پنج شنبه, 30 ارديبهشت 1395 ساعت 00:00

رفق و مدارا یکی از اصول مهم و حیاتی اخلاقی اجتماعی است که تأثیر بسیار شگرفی در پیوند دل‌های مردم دارد. این اصل مهم و اساس، یکی از ابزارهای لازم و ضروری برای مدیریت و رهبری است.

همان گونه که در تعریف رهبری گفتیم، رهبری عبارت است از فرایند نفوذ در دیگران تأثیرگذاری بر دیگران و نفوز در آنان، ابزارهای مختلفی دارد و به شیوه‌ها و راه‌های گوناگوی می‌توان در دیگران نفوذ کرد و اعمال و رفتار آن‌ها را طبق ملاک‌ها و معیارهای مورد نظر،تغییر داد؛ یکی از راه‌های نفوز در افراد و تحت تأثیر قرار دادن آن‌ها و در نتیجه تغیر نگرش‌ها وعملکردهای آنان ، رفق و مدارا  با آنان است.

به جرأت می‌توان گفت که رفق و مدارا، یکی از کارسازترین ابزار و بهترین و کم هزینه‌ترین راه‌های ممکن برای نفوذ در دیگران و تأثیر قرار دادن آن‌ها می‌باشد؛ چرا که رفق و مدارا و ملایمت باعث می‌شود که دل افراد، نرم شود و تمایل قلبی در آنان به وجود بیاید. به عبارت دیگر، نفوذی که از طریق رفق و مدارا حاصل می‌شود، نفوذ در دل‌ها است و نفوذ در دل‌ها، قوی‌ترین و مؤثرترین نفوذ می‌باشد.

پیامبر گرامی اسلام(ص) نمونه‌ی روشن و بازار رهبرانی است که از نفوذ قوی و عمیقی در میان مردم برخوردار بود و در اعماق دل مردم نفوذ داشت، به‌طوری که مردم با عشق و علاقه و با خواست و اراده‌ی خویش، و بدون دخالت هرگونه زور و اجباری، به سخنان آن حضرت گوش می‌دادند و اعمال و رفتار خویش را طبق خواسته‌های او - که همان خواسته خداست- تغییر می‌دادند.

خداوند متعال دلیل اصلی این نفوذ عمیق پیامبر (ص) در دل‌های مردم را مدارا و ملایمت آن حضرت نسبت به مردم دانسته است:

( فَبِما رَحمَه مِنَ اللهَ لنِتَ لَهُم و لَو کُنتَ فَظاً غَلیظَ القَلبِ لَا نفَضوا مِن حُولِکَ فأعفُ عَنهُم واستَغفِر لَهُم وَ شاوِرهُم فِی الاَمرِ)؛

پس به موجب لطف و رحمت الهی، با آنان نرم‌دل شدی؛ و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می‌شدند؛ پس از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن.

رفق و مدارا آن حضرت در برخورد با مردم و معاشرت با آنان، یکی از نقاط عطف سیره‌ی عملی و اخلاقی اجتماعی ایشان بود و از اهمیّت خاص و جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود؛ تحول عظیمی که آن حضرت در جامعه‌ی آن روز ایجاد کرد و از مردم بی‌فرهنگ، جاهل و بت‌پرست، و اعراب بیابانی، انسان‌های پاک، وارسته و متعالی ساخت، جز در سایه‌ی رفق و مدارای آن حضرت امکان‌پذیر نبود.

رفق و مدارا با مردم یکی از دستورهای خداوند متعال به رسول خدا(ص) بود و آن حضرت، همان‌گونه که دستور داشت تا واجبات الهی را به پا دارد، مأمور بود تا در برخور با مردم، رفق و مدارا را سرلوحه‌ی رفتار خود قرار دهد.

البته دستور الهی برای رفق و مدارا با مردم، مختص به پیامبر گرامی اسلام(ص) نبود، بلکه همه‌ی پیامبران الهی مأمور بودند که با مردم مدارا کنند و با رفق و ملایمت با مردم رفتار نمایند. رسول گرامی اسلام(ص) در تبیین این نکته می‌فرماید:

«إنا اُمِرنا مَعاشِر الاَنبیاءِ بِمُداره الناس، کَما اُمِرنا بِأداء الفَرائِض»؛

ما جماعت پیامبران، به مدارا مردم امر شده‌ایم، همان‌طور که به انجام واجبات امر شده‌ایم.

آثار و پیامدهای رفق و مدارا

رفق و مدارا با مردم، آثار مثبت و برکات فراوانی دارد و رهبران سازمان با در پیش‌گرفتن سیاست رفق و مدارا در برخورد با افراد و کارکنان سازمان، می‌توانند از پیامدهای مثبت آن بهره‌مند شوند. برخی از آثار و پیامدهای مثبت رفق و مدارا، عبارت است از: دست‌یابی به خواسته‌های فر از دیگران، فایق آمدن بر مشکلات، و تهسیل روابط اجتماعی.

اصولاً بدون در پیش گرفتن رفتار نرم و همراه با رفق و مدارا با مردم، رهبری و نفوذ در مردم، به ویژه نفوذ در دل‌ها و جان‌های آنان، امکان‌پذیر نیست؛ ودر مقابل، با رفق و مداراکردن با مردم می‌توان در دل و جان آن‌ها  نفوذ کرد و به مقاصد و خواسته‌های خود دست یافت.

این مسئله در مورد ارتباط میان رهبر و پیروان، مصداق بازتری دارد؛ به این معنا که رهبر در صورتی می‌تواند در دل و جان زیردستان و پیروان خود نفوذ کند و عملکرد و رفتار آنها تحت تأثیر قرار دهد که در برخورد با آنان همواره برخوردی ملایم و همراه با رفق و مدارا داشته باشد.

مولای متقیان حضرت علی(ع) در یکی از سخنان گهربار خود می‌فرماید:

« مَن لَم یَلِن لِمَن دُونَهُ، لَم یَنل حاجَتَهُ »

کسی که نسبت به زیردستانش نرمش نداشته باشد، به خواشته‌اش نمی رسد.

آن حضرت در یکی دیگر از بینات نورتنی خویش، این مسئله مهم را مورد توجه قرار می‌دهد و می‌فرماید:

« أدرَک الناسِ لِحاجَتِهِ، ذُوالعَقلِ المِتَرَفَّقِ »؛

موفق‌ترین مردم در رسیدن به خواسته‌هیشان، انسان خردمند و مداراکننده است.

رهبر سازمان در صورتی می‌توتند به اهداف و نتایج مورد نظر خود دست یابد که رفتار او با کارکنان سازمان و زیر دست خود به گونه‌ای باشد که آنان را تحت تأثیر قرار دهد و در آنان انگیزه‌ی لازم برای همکاری و همیاری با  رهبر را به‌وجود آورد. اگر کارکنان و زیردستان، رهبر خود را قبول داشته باشند و به عبارت دیگر، اگر رهبر در زیردستان خود نفوذ داشته و تأثیرگذار باشد، در آن صورت دست‌یابی به اهداف و نتابج مورد نظر به مراتب آسان‌تر خواهد شد.

ارتباط اجتماعی همواره با مشکلات و مسائل خاصی همراه است؛ مدیر اگر بخواهد بر این مشکلات و سختی‌های فایق آید و وظیفه رهبری خود را به نحو احسن به انجام برساند، لازم است که در برخورد با کارکنان و زیردستان خویش، مسئله مدارا و رفق را از یاد نبرد؛ زیرا یکی از راه‌های اصلی غلبه بر مسائل و مشکلات، به ویژه مسائل و مشکلاتی که در تعاملات اجتماعی به وجود می‌آید ، رفق و مدارا با مردم است. امیرمؤمنان حضرت علی(ع) این نکته را چنین متذکر می‌شود:

« الرِفقُ یُیَسِّرُ الصِعاب وَ یُسَهَّل شدید الأسبابِ »

رفق و مدارا، سختی‌ها و دشواری‌ها را آسان کرده و چاره‌های سخت را ساده می‌کند.

اگر مسئله رفق و مدارا مورد توجه جدّی قرار نگیرد و در مناسبات و روابط اجتماعی و معشرت با مردم، رفق و مدارا حاکم نباشد، مشکلات بسیاری در تعاملات اجتماعی به‌وجود خواهد آمد. حضرت امام صادق(ع) رفق و مدارا با مردم را سبب ارجمند شدن نزد آنان، و خشونت و تندخویی را سبب خوار شدن در نزد آنان می‌داند و می‌فرماید:

«إن شِئتَ أن تُکرَمَ فَلِن ؛ وإن شِئتَ أن تِهانَ فَاخشُن»

اگر می‌خواهی گرامی باشی، نرم باش و اگر می‌خواهی خوار شوی، خشن باش.

رفق و مدارا، علاوه بر اینکه در تهسیل روابط اجتماعی مؤثر است و می‌تواند به عنوان یک راه حل اساسی برای حل و فصل بسیاری از مشکلات به‌وجود آمده در روابط و تعاملات اجتماعی در نظر گرفته شود و امیر مؤمنان حضرت علی(ع) یکی از آثار و پیامدهای مثبت رفق و مدارا در معاشرت با مردم را، از بین بردن مشکلات اجتماعی و دعواها و نزاع‌های به‌وجود آمده در  میان مردم دانسته و می‌فرماید:

« الرفق یؤدّی الی السَّلم » ؛

رفق و مدارا به آشتی می‌انجامد.

بنابراین یکی از راه‌های که مدیر می‌تواند در نقش یک رهبر واقعی ظاهر شود و در کارکنان و زیردستان خود نفوذ کند و عملکرد آنان را تحت تأثیر قرار دهد، رفق و مدارا، ملایمت و نرمی در با آن‌ها است؛ در این صورت است که می‌تواند در دل‌های کارکنان نفوذ کند و به اهداف خود- که همان اهداف سازمان است- دست‌یابد؛ چرا که رفق مدارا یکی از عوامل اصلی در پیروزی و کامیابی است.

رفق و مدارا یا شدت و تندی

بعد از توضیح و تبیین مسئله رفق و مدارا و بیان اهمیت و ارزشی که در متون و منابع غنی اسلامی در مورد آن وجود دارد و سفارش‌ها و توصیه‌های رهبران دین(ع) در مورد ضرورت در پیش گرفتن سیاست رفق و مدارا در تعامل و روابط با مردم، این سؤال مطرح می‌شود که آیا ضرورت استفاده از رفق و مدارا، به ویژه در سازمان، یک امر دائمی و همیشگی است یا اینکه با توجه به اقتضائات و شرایط مختلف، ممکن است رفتار همراه به رفق و مدارا ضرورت نداشته اشد، یا حتی خلاف آن، یعنی رفتار تند و خشن ضرورت داشته باشد؟ به عبارت دیگر، آیا استفاده‌ی مطلق از رفق و مدارا باعث سوء  استفاده‌ی دیگران نمی‌شود؟ و اگر مدیر و رهبر سازمان بخواهد در برخورد با کارکنان و زیردستان، همواره ملتزم به رفق و مدارا باشد و رفتاری ملایم و به دور از شدت با آن‌ها داشته باشد، آیا کارکنان از این مسئله سوء استفاده نمی‌کنند و رفتار مدیر باعث به‌وجود آمدن کم‌کاری از طرف کارکنان و کوتاهی آنان در انجام وظایف محوّله نمی‌گردد؟

در پاسخ باید گفت، شکی نیست که بهره بردن از رفق و مدارا در روابط و مناسبات اجتماعی، به‌ویژه در ارتباط میان رهبر و پیرو، یک کار معقول و منطقی است و می‌تواند باعث تقویت رابطه‌ی مثبت و سازنده‌ی میان رهبران و زیر دستان شود و نفوذ رهبران در مطلق و دائمی مطلوبیت ندارد و منطقی نیست.

در متون و منابع غنی اسلامی نیز، گرچه تأکید و سفارش ویژه‌ای نسبت به رفق و مدارا در تعامل با مردم کرده‌اند، اما خود رهبران دین(ع) نیز به این نکته اشاره کرده‌اند که رفق و مدارا و ملایمت در برخود با مردم- به ویژه رفق و مدارایی که یک مدیر و رهبر باید نسبت به کارکنان و زیردستان خود داشته باشند- به هیچ وجه مطلق و همیشگی نیست، بلکه مسئله‌ای است که نسبت به اقتضائات و شرایط مختلف ممکن است تفاوت کند. حضرت علی(ع) در سفارش خود به یکی از کارگزاران خود، در مورد نحوه‌ی برخورد و تعامل با مردم می‌فرماید:

« وَ ارفُق ما کانَ الرَّفقُ ارفَق ِ، وَاعتَزِم بِالشَّدَّه حین لاتُغنی عَنکَ اِلّا الشَّدَه »

در آن‌جا که مدارا کردن بهتر، آنچه‌که از بهتر است، مدارا کن؛ اما آنجایی که جز با شدت عمل کار از پیش نمی‌رود، شدت عمل را به‌کار بند.

بنابراین می‌توان گفت، آنچه از منابع غنی اسلامی در مورد رهبری و نحوه‌ی تعامل و رفتار رهبر با زیردستان به‌دست می‌آید این است که اصل اوّلی بر رفق ومدارا و محبت به آنان است؛ و اگر این اصل کار ساز نبود، نوبت به اصل دوم -که همان شدت عمل است- می‌رسد.

خداوند متعال نیز در برخورد با مردم، هم لطف و رحمت و محبت دارد، و هم شدت و تندی و عذاب؛ از بک طرف در مورد خودش می‌فرماید: (کتب علی نفسه الرحمه)؛

  یعنی رحمت را برخود واجب کرده است وازطرف دیگر می فرماید : ( إن عذابی لشدید) یعنی همانا عذاب من شدید است امّا آنچه که اهمیت دارد این است که لطف ورحمت و محبت او مقدم برشدت وعذاب او است و این یکی ازسنت‌های ثابت الهی است چنان که در دعای ماثور خطاب به خداوند متعال عرض می‌کنیم

 ای کسی که رحمت و لطف او بر شدت و غضب  او پیشی گرفته است پس رفق و ملایمت مقدم بر شدت عمل است و وظیفه اولیه و اصلی مدیران و رهبران سازمان این است که درتعامل با کارکنان وزیردستان خویش تلاش کنند با در پیش گرفتن سیاست مبتنی بر رفق ومدارا و رفتار ملایم و همراه بالطف و محبت درکارکنان خود نفوذ کنند و رفتار و عملکرد آنان را در جهت انجام وظایف و دست‌یابی به اهداف سازمان هدایت کنند وتا زمانی که این سیاست کارساز است و تا وقتی که بدین وسیله می‌توان به اهدف سازمان دست یافت، حق استفاده از سیاست دوم- یعنی سیاست شدت عمل- را ندارند. اما اگر سیاست رفق و مدارا روش ملایمت و محبت، با مشکل مواجه شد  و کارایی خود را از دست داد، در آن صورت چاره‌ای جز تمسک به سیاست دوم و استفاده از شدت عمل وجود ندارد.

بنابراین سیاست رفق و مدارا در صورتی مطلوب و منطقی است و به عنوان یک اصل کلی در تعاملات اجتماعی مورد تأیید است که مورد سوء استفاده قرار نگیرد؛ و در صورتی که از این سیاست سوء استفاده شود، سیاست شدت عمل و دوری از رفق و مدارا ضرورت می‌یابد. امیرمؤمنان حضرت علی(ع) می‌فرماید:

« إذا کانَ الرِفق ُ خُرقاً، کانَ الخُرقُ رِفقاً؛ رُبَما کانَ الدَواءُ داءً، وَالداءُ دَواءً»؛

در صورتی که رفق و مدارا، اسباب خرق و زحمت شود، تندی ( و شدت عمل) عین رفق و مدارا است؛ (چنان‌که) گاهی دارو  موجب بیماری می‌شود و بیماری خود، دارو می‌باشد

بدیهی است که توجه به شرایط و اقتضائات، منحصر به استفاده از این قدرت نیست، بلکه در استفاده از سایر انواع قدرت نیز توجه به اقتضائات و شرایط، امری طبیعی و ضروری است و روشن است استفاد از هر یک از انواع قدرت، در صورتی میتواند کارایی داشته باشد که بجا و به‌موقع و با توجه به شرایط، از آن استفاده شده باشد.

 

منیع: کتاب مدیریت در اسلام