خطر پذیری در کار فرهنگی (سید محمد حسین مرکبی)

شنبه, 29 آبان 1395 00:00

سران قبیله ای از پیامبر درخواست کردند که چند نفر را برای تبلیغ به محل سکونت آنها بفرستد، پیامبر صلی الله علیه و آله شش نفر را فرستادند، اما بر اساس یک تؤطئه از پیش برنامه ریزی شده،  افراد قبیله، فرستادگان پیامبر را به قتل رساندند.

چهار ماه بعد، پیامبر چهل نفر را به سوی قبیله دیگری برای تبلیغ اسلام اعزام کردند، که با وجود هماهنگی قبلی، در اثر تؤطئه یکی از سران قبیله، این گروه نیز محاصره و شهید شدند.

 

منبع: کتاب سیره ابن هشام /ترجمه،ج‏2،ص:135 و 140

 

تحلیل شما چیست؟

پیامبر چه قدر احتمال خطر جانی برای گروه های تبلیغی می دادند؟

چه انگیزه ای باعث شد که در عین احتمال در صدی از خطر، بازهم از اعزام گروه تبلیغی دست بر ندارند؟

شاید میزان خطر پذیری در راه تبلیغ دین، عملا در این جا مشخص شده باشد؟

آیا تبلیغ دین و کار فرهنگی یک جهاد است؟ ؟

آیا تبلیغ را جدی گرفته ایم ؟

ما که برای جهاد در میدان جنگ، حاضریم جان بدهیم، برای جهاد فرهنگی چقدر توان می گذاریم؟

چقدر برنامه ریزی می‌کنیم؟ چقدر هزینه می‌کنیم؟ چقدر مقاومت می‌کنیم؟

اگر تا حال شروع نکرده اید، هر روز مقداری وقت بگذارید برای فکر و برنامه ریزی، ببینید شما چه نقشی در بی اثر کردن تهاجم فرهنگی می توانید داشته باشید؟

این نکته کلیدی را یادتان باشد، اوائل کار هم سخت است و هم مأیوس کننده و گاهی بی نتیجه ولی بمرور راه را پیدا می‌کنید، خداوند در قرآن می‌فرماید هر کس در راه ما بکوشد حتما راه را به او نشان می دهیم.

روی سخنم با شماست، شمایی که فکر می‌کنید نمی توانید کار فرهنگی انجام دهید، همه می توانند، ولی باید هر کس بدون این که مأیوس شود تلاش کند تا جایگاه خودرا در جهاد فرهنگی پیدا کند.

برگرفته از وبلاگ تاریخ اسلام (نوشته : سید محمد حسین مرکبی)