به بهانه سالروز تولد جمالزاده ؛ زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران

پنج شنبه, 25 آذر 1395 00:00

نگاهی کوتاه به زندگی جمالزاده

زادروز : ۲۳دی ۱۲۷۴ - اصفهان, ایران

درگذشت: ۱۷آبان ۱۳۷۶ (۱۰۱سال) - ژنو, سوئیس

آرامگاه : ژنو، سوئیس

محل زندگی : اصفهان تهران پاریس بیروت ژنو

ملیت : ایران

سال‌های فعالیت : ۱۳۰۰تا ۱۳۴۴

سبک : واقع‌گرایی

همسر : مارگرت اگرت

پدر : جمال الدین واعظ اصفهانی

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


دوران کودکی جمال‌زاده

سید محمدعلی جمال‌زاده در خانواده‌ای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. او فرزند سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی بود. واعظ اصفهانی در اصفهان زندگی می‌کرد، اما غالباً برای وعظ به شهرهای مختلف سفر می‌کرد. جمال‌زاده پس از ۱۰سالگی پدر خود را در برخی از سفرها همراهی می‌کرد. وی به همراه خانواده در سال ۱۳۲۱ه. ق. به تهران مهاجرت کرد.

 

جمال‌زاده حدود دوازده سال داشت که پدرش او را برای تحصیل به بیروت فرستاد. در دوران اقامت او در بیروت؛ اوضاع سیاسی ایران تغییر کرد. در آن زمان محمد علی شاه قاجار مجلس را به توپ بست و هر یک از آزادی‌خواهان با مشکلاتی مواجه شدند. پدر جمال‌زاده، خود را به همدان رساند تا از آنجا به عتبات فرار کند، ولی در آن‌جا دستگیر شد و به بروجرد برده شد. امیر افخم، حاکم بروجرد دستور اعدام او را صادر کرد.

 

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


دوران جوانی سید محمدعلی جمال‌زاده

جمال‌زاده در بیروت با ابراهیم پور داوود و مهدی ملک‌زاده فرزند ملک المتکلمین چندین سال هم دوره بود. در سال ۱۹۱۰تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به اروپا برود. سپس از راه مصر عازم فرانسه شد. در آنجا ممتازالسلطنه سفیر ایران به وی پیشنهاد کرد که برای تحصیل به لوزان سوئیس برود. سید محمدعلی تا سال ۱۹۱۱در لوزان بود، پس از آن به شهر دیژون در فرانسه رفت و دیپلم حقوق خود را از دانشگاه آن شهر گرفت.

 

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


ازدواج جمال زاده با زن فرنگی

جمالزاده دو بار ازدواج کرد و هر بار زن فرنگی گرفت: ازدواج اول در فرانسه در خرداد ۱۲۹۳ش، و ازدواج دوم در سال ۱۳۱۰در ژنو. همسر اولش، زنی کاتولیک مذهب بود به نام «ژوزفین» که هیچ گاه به آیین و اعتقادات جمالزاده روی خوش نشان نداد و سرانجام بر اثر بیماری استسقا درگذشت. همسر دومش، زنی آلمانی الاصل بود که «مارگرت اگرت» نام داشت و ازدواج جمالزاده با او اسلامی بود. این زن بنا به قول جمالزاده، مسلمان شده و اسمش را فاطمه گذاشته بود. این مسأله می تواند بیانگر اعتقاد جمالزاده به آیین اسلام باشد.

 

جمالزاده با زن فرنگی ازدواج کرد و ارتباط او با محیط و فرهنگ غرب و زنان فرنگی و تصور منفی او از زن ایرانی، در این امر بی تأثیر نبود. خود جمالزاده در جواب این پرسش که چرا زن خارجی گرفته است، می گوید: «وقتی من پانزده ساله بودم، از ایران خارج شدم و آمدم بیروت و بعد آمدم اینجا (ژنو). همسایه ما در ایران دخترکی داشت به اسم ملکه که من عاشق او بودم. به پدر و مادرم گفته بودم ملکه را برای من نگاه بدارید. پدرم چند ماه بعد از اینکه از ایران آمدم بیرون، کشته شد. اولین سفری که رفتم به ایران، مادرم صدایم زد و گفت: ملکه آمده به دیدنت. لذت بردم. ملکه تا مرا دید، گفت شوهر کرده ام… این طور شد که من در همین اروپا زن گرفتم.»

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


جمالزاده بی سوادی و عقب ماندگی زنان ایرانی را دلیل دیگر این مسأله فکر می کند و می گوید: «زن من فارسی را به قدری خوب یاد گرفته بود که گاهی من از او می پرسیدم و او غلطهای من را اصلاح می کرد. فرانسه می دانست، آلمانی، انگلیسی، فارسی، چهار زبان می دانست. چرا من این زن را نگیرم و بروم زنی بگیرم که بی سواد باشد؟
!»

 

جمالزاده دو بار ازدواج کرد و هر بار زن فرنگی گرفت: ازدواج اول در فرانسه در خرداد ۱۲۹۳ش، و ازدواج دوم در سال ۱۳۱۰در ژنو.

 

همسر اولش، زنی کاتولیک مذهب بود به نام «ژوزفین» که هیچ گاه به آیین و اعتقادات جمالزاده روی خوش نشان نداد و سرانجام بر اثر بیماری درگذشت.

 

همسر دومش، زنی آلمانی الاصل بود که «مارگرت اگرت» نام داشت و ازدواج جمالزاده با او اسلامی بود. این زن بنا به قول جمالزاده، مسلمان شده و اسمش را فاطمه گذاشته بود. این مسأله می تواند بیانگر اعتقاد جمالزاده به آیین اسلام باشد.جمالزاده با زن فرنگی ازدواج کرد. ارتباط او با محیط و فرهنگ غرب و زنان فرنگی و تصور منفی او از زن ایرانی، در این امر بی تأثیر نبود.

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


جمالزاده در جواب این پرسش که چرا زن خارجی گرفته است، می گوید
:

وقتی من پانزده ساله بودم، از ایران خارج شدم و آمدم بیروت و بعد آمدم اینجا (ژنو). همسایه ما در ایران دخترکی داشت به اسم ملکه که من عاشق او بودم. به پدر و مادرم گفته بودم ملکه را برای من نگاه بدارید. پدرم چند ماه بعد از اینکه از ایران آمدم بیرون، کشته شد.

 

جمالزاده بی سوادی و عقب ماندگی زنان ایرانی را دلیل دیگر این مسأله فکر می کند و می گوید: «زن من فارسی را به قدری خوب یاد گرفته بود که گاهی من از او می پرسیدم و او غلطهای من را اصلاح می کرد. فرانسه می دانست، آلمانی، انگلیسی، فارسی، چهار زبان می دانست. چرا من این زن را نگیرم و بروم زنی بگیرم که بی سواد باشد؟!»

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


زنان دوران کودکی جمالزاده !

به طور کلی، در خاطرات جمالزاده پنج گروه از زنان حضور دارند:

- مادربه عنوان «زن آقا» که دارای موقعیت اجتماعی خوبی است، به تحصیل و تربیت فرزندش سخت علاقه مند و کوشاست و در نبود شوهرش، فرزندان خود را بزرگ می کند؛

- زن دایی حسین، به عنوان زنی باسواد و مؤمن و هنرمند

- خاله فاطمه، به عنوان زنی سنتی و خرافاتی

- زن فرنگی، که سر و وضع و هیأت عجیب او کودک گریز پای از مکتب را تا فاصله های دور به دنبال خود می کشاند.

- دختران همسایه، دخترهایی بودند که دختر سعدی باید به آنها خراج بدهد و کتفشان را ببوسد.

بسیاری از ویژگی های این تیپ ها را می توان در شخصیتهای داستان نویسنده جستجو کرد. جمالزاده خود در اینباره چنین می نویسد:

 

«صرف نظر از عزا و تعزیه، در تمام دوره طفولیت سه چهار بار بیشتر موسیقی نشنیده بودیم. من خیلی طفل بودم و این زن برای مادرم و زنان دیگر با آواز خوبی که داشت، تصنیف های مردم تهران را می خواند. خوب یادم است که این تصنیف را می خواند: «بیا تا بریم می خوریم، شراب ملک ری خوریم، حالا نخوریم کی خوریم». برای من سخت تازگی داشت و خیلی خوشم آمد و هرگز فراموش نکرده ام.»

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


نگاه جمالزاده به "زن"

جمالزاده نسبت به مسائل زنان بی تفاوت نبوده و در جای جای نوشته هایش درباره آنان اظهار نظر کرده است. در "صحرای محشر" درباره جنس زن می نویسد: «افسوس وقتی که پای جنس زن به میان می آید، چشمها کور و گوشها کر و عقل بیچاره ابتر می گردد. زن مانند همه چیزهای خوب و نازنین این دنیا گلی است که خارهای گزنده دارد و شرابی است که خمارش دود از نهاد برمی آورد.»

 

در بیشتر داستانهای جمالزاده، ردپایی از زنان تحقیر شده و مورد ستم قرار گرفته دیده می شود. او در چند مورد از زنان تأثیرگذار بر همسر سخن گفته است. از زن شیخ جعفر در رجل سیاسی گرفته تا زن رحمت در "قصه ما به سر رسید". خود جمالزاده در مقاله ای، ضمن بیان این موضوع می نویسد: «حتی در کتاب صحرای محشر- که نباید جای این صحبتها باشد – راوی پس از دودلی و دست به دست کردن بسیار چنانکه افتد و دانی، دستگیرش می شود که وقتی پای جنس زن به میان آمد، چشمها کور و گوشها کر و عقل بیچاره و قوه تمیز ابتر می گردد. از این رو، آخرین پری را که رفیق شفیقش، شیطان به او سپرده بود،آتش می زند و از او زن می طلبد و بی نصیب نمی ماند.

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


در مورد برابری حقوق زن و مرد باید گفت که اسلام برای زن، همپای مرد، حقوقی قائل است که این حقوق را عین هم نمی داند. به عبارتی دیگر، برابری و تساوی حقوق زن و مرد را می پذیرد و تصدیق می کند، نه همانندی و یکسانی آنها را، چون معتقد است که هر یک با ویژگیهای فطرت و سرنوشت خویش آفریده شده اند و بنابراین، هرکدام باید به انجام وظیفه خاصی که به عهده او و متناسب با ساحت وجودی اوست، بپردازد
.

 

جمالزاده بر لزوم احترام به زنان بسیار تأکید می ورزد: «قبل از هر چیز باید زن را محترم شمرد و تمام شرایط احترام را در حق او رعایت نمود.

 

باید در نظر داشت که جمالزاده اگر چه پایه گذار داستان نویسی به شیوه نوین در ایران است، اما تا حدی هنوز متأثر از متون نثر گذشته است و نباید از او انتظار داشت که همانند داستان نویسان بعد از خود، زن و مسائل او را مضمون داستانهای خود قرار دهد. در واقع، او راهگشای جریان داستان نویسی است و مقایسه او با نویسندگان دوره بعد چندان شایسته نیست.

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


فعالیت‌های جمالزاده در خارج از ایران

همزمان با جنگ جهانی کمیته‌ ای به نام کمیته ملیون به رهبری سید حسن تقی زاده برای مبارزه با روسیه و انگلیس در برلن تشکیل شد. این کمیته جمالزاده را به همکاری دعوت نمود. جمالزاده در سال ۱۲۹۴به برلن رفت و تا سال ۱۳۰۹در آن جا اقامت داشت. پس ازاقامت کوتاهی دربرلن برای ماموریت از طرف کمیته ملیون به بغداد و کرمانشاه رفت و مدت شانزده ماه در آنجا اقامت داشت. در بازگشت به برلن مجله کاوه که ۳بهمن ماه ۱۲۹۲اولین شماره آن به چاپ رسید، وی را به همکاری دعوت کرد و تا تعطیلی مجله در۹فروردین ماه۱۳۰۱به همکاری خود با تقی زاده ادامه داد.

 

پس از تعطیلی مجله کاوه، سرپرستی محصلین ایرانی در سفارت ایران را به عهده گرفت. او به مدت هشت سال این مسئولیت را به عهده داشت، تا اینکه در سال ۱۳۱۰به دفتر بین المللی کار وابسته به جامعه ملل پیوست. پس از بازنشستگی در سال ۱۳۳۵از برلن به ژنو رفت و تا پایان عمر در آنجا اقامت داشت. جمالزاده بیشتر عمر خود را در خارج از ایران سپری کرد. اما می‌توان گفت که تمام تحقیقاتش در باره ایران و زبان فارسی و گسترده کردن دانش ایرانیان بود. علیرغم اینکه در رشته حقوق تحصیل کرد ولی در باره حقوق مطلبی ننوشت.

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


گمانه زنی تحلیلگران برای عدم بازگشت جمالزاده به ایران

- مرگ پدر جما لزاده ضربه سهمگینی برای او بود. او که تحت تأثیر افکار پدر قرار داشت، به شدت از اوضاع ایران و جریانات سیاسی آن دوران متنفر شد؛ به طوری که جان مایه اغلب داستانهایش را بعدها به دوران پرتزویر، بی سامان و پرتلاطم مشروطیت اختصاص داد.

- تصاحب مستمری دیوانی پدر توسط یکی از دوستانش

- مقایسه اوضاع و احوال اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ایران با غرب

- اوضاع نابسامان و پر از ننگ و هرج و مرج دوران مشروطیت (قبل از ترک ایران)

- ترک وطن در سن نوجوانی؛ سنی که هنوزشخصیتش قوام نیافته بود

- از هم گسستن پیوند عاطفی و قومی با مرگ مادر

- ازدواج با زن فرنگی

- احساس سرخوردگی از گذران دوران سخت بی پولی، نا امنی و غربت

 

 

 

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


مشخصه های سبک نویسندگی جمالزاده

محمدعلی جمال‌زاده را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی سه بنیانگذار اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی می‌دانند. داستان کوتاه «فارسی شکر است» را که در کتاب یکی بود یکی نبود او چاپ شده‌است، عموماً به عنوان نخستین داستان کوتاه فارسی به شیوهٔ غربی می‌شمارند.

 

این داستان پس از هزار سال از نثرنویسی فارسی نقطه عطفی برای آن به شمار می‌رفت. به علاوه، مقدمهٔ جمال‌زاده بر کتاب یکی بود یکی نبود سند ادبی مهم و در واقع بیانیه نثر معاصر فارسی است. در این مقدمه جمال‌زاده مواکداً بیان می‌کند که کاربرد ادبیات مدرن نخست بازتاب فرهنگ عامه و سپس انعکاس مسائل و واقعیت‌های اجتماعی است. عناصر برجسته نگارش جمالزاده بدین شرح است:

- توصیف های پراطناب و نیش آلود

- عنصر طنز و شوخ مآبی

 

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس

مرگ جمال‌زاده

جمال‌زادهروز هفدهم آبان ۱۳۷۶پس از آن که از آپارتمانش در خیابان «رو دو فلوریسان» ژنو به یک خانه سالمندان منتقل شد درگذشت. بنا بر نوشتهٔ ثبت شده در کنسولگری ایران، پس از درگذشت او ۲۶هزار برگ از نامه‌ها، دستنوشته‌ها و عکس‌های او در خانه‌اش به سازمان اسناد ملی تحویل داده شده‌است. مقبره وی در بلوک ۲۲قبرستان پتی ساکونه در شهر ژنو قرار دارد.

 

 

زندگی پدر داستان نویسی نوین ایران؛ زیر ذره بین + آلبوم عکس


عنوانهای آثار جمالزاده

- آثار داستانی

یکی بود، یکی نبود ۱۳۰۰

سر و ته یه کرباس ۱۳۲۳

دارالمجانین ۱۳۲۱

زمین، ارباب، دهقان

صندوقچه اسرار ۱۳۴۲

تلخ و شیرین ۱۳۳۴

فارسی شکر است

راه‌آب‌نامه

قصه‌های کوتاه برای بچه‌های ریش‌دار ۱۳۵۲

قصهٔ ما به سر رسید ۱۳۵۷

قلتشن دیوان ۱۳۲۵

صحرای محشر

هزار پیشه ۱۳۲۶

معصومه شیرازی ۱۳۳۳

هفت کشور

قصه‌های کوتاه قنبرعلی ۱۳۳۸

شاهکار ۱۳۳۷

کهنه و نو

یاد و یاد بود

قیصرو ایلچی کالیگولا اطورروم

غیر از خدا هیچکس نبود ۱۳۴۰

شورآباد ۱۳۴۱

خاک و آدم

آسمان و ریسمان ۱۳۴۳

مرکب محو ۱۳۴۴

آثار سیاسی و اجتماعی

آزادی وحیثیت انسانی ۱۳۳۸

خاک وآدم ۱۳۴۰

زمین، ارباب، دهقان ۱۳۴۱

خلقیات ما ایرانیان ۱۳۴۵

تصویر زن در فرهنگ ایران ۱۳۵۷

 


- آثار تاریخی و ادبی

گنج شایان (چاپ برلین، ۱۳۳۵ه. ق.)

تاریخ روابط روس با ایران (چاپ برلین، چاپ تهران ۱۳۷۲)

پندنامهٔ سعدی یا گلستان نیکبختی (۱۳۱۷)

قصه قصه‌ها (از روی قصص‌المعمای تنکابنی، ۳۲۱)

بانگ نای (داستان‌های مثنوی معنوی، ۱۳۳۷)

فرهنگ لغات عوامانه (۱۳۴۱)

طریقهٔ نویسندگی و داستان‌سرایی (۱۳۴۵)

سرگذشت حاجی‌بابای اصفهانی (۱۳۴۸)

اندک آشنایی با حافظ(1366)

 


- ترجمه ها و دیگر آثار

قهوه خانه سورات یا جنگ هفتاد ودو ملت (برناردن دو سن پیر) ۱۳۴۰

ویلهلم تل (شیللر) (۱۳۳۴)

داستان بشر (هندریک وان لون) (۱۳۳۵)

دون کارلوس (مولیر)

خسیس (مولیر)

داستانهای برگزیده

دشمن ملت (ایبسن)

داستانهای هفت کشور (مجموعه)

بلای ترکمن در ایران قاجاریه (بلوک ویل)

قنبرعلی جوانمرد شیراز (آرتور کنت دوگوپینو)

سیر وسیاحت در ترکستان و ایران (هانری موزر)

جنگ ترکمن (آرتورکنت دوگبینو)

کشکول جمالی

صندوقچه اسرار

 

منبع : ویکی پدیا