شما اینجا هستید: صفحه اصلیزیارت
 خانه و خانواده از منظر امام رضا (علیه السلام)


 خانه و خانواده از منظر امام رضا (علیه السلام)

منتشرشده در زیارت چهارشنبه, 17 آذر 1395 ساعت 00:00

 خانه محل آرامش است و خانواده علت آن. این آرامش را در هیچ‌ جای دیگری نمی ‌توان یافت و همین است که سبب عروج روح و یاد خدا و سعادتمندی انسان‌ ها می ‌شود. این نوشتار به گوشه ای از دیدگاه های امام در خصوص خانه و خانواده اشاره دارد.
 
مراقبت از فرزند
امام (علیه السلام) بر معاشرت‌ های فرزندش، نظارت می کرد. در نامه ای به امام جواد (علیه السلام) نوشت: «فرزندم!  شنیده ام وقتی سوار می‌ شوی و قصد بیرون‌ رفتن داری، غلام‌ ها از روی بُخل از درِ کوچک بیرون می ‌برندت که مبادا کسی از تو خیری ببیند. به حقی که بر گردنت دارم، از تو می خواهم رفت ‌و آمدت جز از درِ بزرگ نباشد. هر وقت قصد سوار شدن و بیرون ‌رفتن داری، همراهت کیسه های درهم و دینار باشد تا هر وقت کسی چیزی از تو خواست، حتماً به او بدهی. اگر از عموهایت کسی از تو در خواست کمکی کرد، مبادا از ۵۰ دینار به او کمتر ببخشی. بیشتر از ۵۰ دینار را هم خودت می‌ دانی. همچنین اگر از عمه‌ هایت کسی از تو مالی طلبید، مبادا به او از ۲۵ دینار کمتر ببخشی. بیشتر از این مبلغ را هم خودت می‌ دانی. می خواهم که خدا به تو برتری بدهد؛ پس انفاق کن و از این نترس که خدا بر تو سخت بگیرد یا تهی ‌دست شوی.» امام برای فرزندش دعا می کرد. دعای کودکان را، تا هنگامی که به گناه نزدیک نشده اند، مستجاب می دانست.
 

 

تربیت کودکان
امام تربیت را دشوار می دانست؛ اما به ‌باورش کسی که در این راه زحمت و مشقّت را به جان بخرد، پیروز می ‌شود. در عرصۀ تربیت فرزند، با تأکید بر روش عملی، توصیه می کرد: «به فرزندتان دستور بدهید صدقه بدهد.» به گفتن اذان در خانه توصیه می کرد؛ چون «با این کار، کودکان با آن ذکر آشنا می ‌شوند.» از او دربارۀ شخصی پرسیدند که پسر نوجوانش را به نماز وادار کرده بود و آن فرزند گاهی نماز را ترک می کرد. امام فرمود: «این پسر چند سال دارد؟» گفتند: «آقا، هشت‌ ساله است.» حضرت رضا (علیه السلام) با تعجب فرمود: ««سبحان ‌اللّه! هشت ‌ساله است و نمازش را ترک می کند؟!» گفتند: «بچه است. گاهی خسته و ناراحت می ‌شود.» امام (علیه السلام) فرمود: «هر طوری که راحت است، نمازش را بخواند.»
 
تنبیه کودکان
از تنبیه بدنی کودکان نهی می کرد: «فرزندتان را تنبیه بدنی نکنید. به‌ جایش با او قهر کنید، البته مراقب باشید که قهرکردنتان هم طولانی نشود.»
بازی کودکان
بازی ‌کردن با کودکان را مهم می ‌شمرد و می فرمود: «حسن و حسین نزد جدشان محمد (صلی الله علیه و آله) و سلم) بازی می کردند و شب که می شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌ گفت: حالا بروید پیش مادرتان.»
 
احترام به فرزند
توصیه می کرد با اطفال مؤدب و با احترام رفتار کنیم و آنها را گرامی بداریم. وقتی امام جواد (علیه السلام) بر بستر شهادت پدرش وارد شد، ایشان از بستر برخاست، به ‌سویش رفت، دست ‌برگردنش ‌انداخت، به سینه فشردش، میان دو چشمش را بوسید و با او سخن گفت.
 

 


 به ‌نقل از پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: «پنج چیز را تا آخر عمر ر‌ها نخواهم کرد... و پنجم سلام‌ کردن به کودکان است. می خواهم بعد از من این رسم بماند.»
 
برادر
در میان برادران، برای برادر بزرگ‌ تر، جایگاه ویژه ای قائل بود: «مقام برادر بزرگ ‌تر خاص است و در خانه جایگاه پدری دارد.»
 
خویشاوندان
بر صلۀ رحم تأکید می کرد: «خدا تقوای الهی را با صلۀ رحم همراه ساخت؛ در نتیجه هر کس صلۀ رحم نکند، تقوای الهی ندارد.» می فرمود: «خدا دستور سه چیز را به‌ همراه دستور سه چیز دیگر صادر فرموده: ۱. دستور نماز را همراه با دستور زکات، پس هر کس نماز بخواند و زکات نپردازد، نمازش پذیرفته نیست ۲. دستور سپاسگزاری از خود را همراه دستور سپاس از پدر و مادر، پس هر کس از پدر و مادر خود سپاسگزار نباشد، از خدا سپاسگزار نبوده است ۳. دستور تقوای از خدا را همراه با دستور صلۀ رحم، پس هر کس صلۀ رحم نکند، تقوای الهی نداشته است.» به ملاقاتِ یکدیگر سفارش می کرد: «این کار موجب نزدیک‌ شدن به من است.» رفت‌ و آمد با اقوام را سبب از بین ‌رفتن ناراحتی‌ ها می دانست. برای طولانی ‌شدن عمر، وسیله ای جز صلۀ رحم نمی ‌شناخت و می فرمود: «خدا به ‌سبب صلۀ رحم، سی سال بر عمر انسان می ‌افزاید و به ‌سبب قطع رحم، سی سال از عمر انسان می ‌کاهد.» به محبت به قوم ‌و خویش تأکید می کرد: «به خویشاوند محبت کن و با او ارتباط برقرار کن، اگر چه با جرعه ای آب باشد. البته بهترین صلۀ رحم خودداری از آزارِ اوست.»
 

 
صلۀ رحم را باعث افزایش مال و مایۀ محبوبیت بین خویشاوندان می دانست و به ‌نقل از اجدادش می فرمود: «صلۀ رحم و خوش‌ رفتاری با همسایه‌ ها اموال را زیاد می کند.»  از حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کرد: «هر کس انجام ‌دادن یک کار را به من تعهد بدهد، من چهار چیز را به او قول می ‌دهم: او با ارحام خود رفت ‌و آمد کند. قول می ‌دهم خدا دوستش داشته باشد و روزی ‌اش را سرشار کند و عمرش را طولانی سازد و او را به بهشت ببرد.»
 
مهمان و مهمانی
مهمان را دوست می‌ داشت و بر پذیرایی از مهمان و احترام به او پافشاری می کرد. یکی از یارانش نقل می کند: شبی امام مهمان داشت. در میان صحبت، چراغ نقصی پیدا کرد. مهمانِ امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند؛ اما امام نگذاشت و خودش این کار را کرد و فرمود: «ما از مهمان‌ هایمان نمی‌ خواهیم کاری انجام بدهند.» به مهمانش بسیار توجه داشت و به او خدمت می کرد. یکی از اصحابش می‌ گوید: «در خدمت حضرت بودم. بسیار تشنه ام بود؛ ولی نمی ‌خواستم از آن حضرت آب بخواهم. حضرت خودش آب خواست و کمی نوشید و به من هم داد و فرمود: محمد، بنوش. آب خنک و گوارایی است.» استقبال از مهمان نیز از آدابی است که در سیره اش نقل کرده اند. در روایتی آمده است که در خراسان برای استقبال گروهی از آل ‌ابی ‌طالب که به دیدارش آمده بودند، از محل سکونتش بیرون رفت.
 

 
مهمانی

سادگی در مهمانی را توصیه می کرد و این‌ طور مثال می ‌زد: مردی امام‌ علی (علیه السلام) را دعوت کرد. امام فرمود: «اگر سه چیز را به من قول بدهی، دعوتت را می ‌پذیرم.» گفت: «چه ‌چیز آقا؟» فرمود: «برای من چیزی از بیرون خانه تهیه نکنی. همانی را بیاوری که در خانه داری. خانواده ات را هم به زحمت نیندازی.» گفت: «قبول.» آن وقت حضرت دعوتش را قبول کرد.بر آمد و شدِ مؤمنان با یکدیگر تأکید می کرد: «آدم بخشنده از غذای مردم می خورد تا مردم هم در سرِ سفرۀ او حاضر شوند و از غذاهای او بخورند؛ ولی بخیل برای اینکه مردم از غذایش نخورند، از خوردن طعام دیگران خودداری می کند.»