شما اینجا هستید: صفحه اصلیزیارت
 خدا باوری در نگاه امام رضا (علیه السلام)


 خدا باوری در نگاه امام رضا (علیه السلام)

منتشرشده در زیارت جمعه, 03 دی 1395 ساعت 14:09

خصلت پیامبر، خوش ‌رفتاری با مردم است؛ زیرا خدا پیامبرش را به خوش ‌رفتاری با مردم دستور داده است خصلتی هم که از امامش باید داشته باشد، صبر در سختی و گرفتاری است.»برای ایمان چهار ستون ذکر می کرد: «توکل برخدا،...


«إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ حَنِیفاً وَ ما أَنَا مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ» امام را خدا برگزیده است. او آمده است تا دل ‌و جان مؤمنان را به خدای هستی ‌بخش متصل کند. او مشتاق هدایت مؤمنان است و همیشه سعی می کند مردم را به ‌سمت شناخت خدا و مأنوس ‌شدن با او بکشاند.
 
وجود
امام پیدایش ابر، وزیدن باد‌ها، حرکت خورشید و ماه و ستاره‌ ها و نشانه‌ های شگفت ‌انگیز دیگر را دلایلی بر وجود مهندس و مخترعی برای این دستگاه بزرگ می گرفت.
 
ارادۀ خدا
در انجام ‌شدن همۀ کارها، خواست خدا را علت اصلی می‌ دانست و می‌ فرمود: «خدا از عمل‌کردن به دستورهایش خشنود می ‌شود و بندگان خود را در عبادت‌ ها کمک می کند، اما دربارۀ گناهان، خواست خدا، مرتکب‌ نشدن معصیت است و از انجام ‌شدن آن خشمگین می شود و گناهکاران را عذاب می کند.»
 
علم خدا
می فرمود: «خدا همیشه همه ‌چیز را قبل از آفریدن آنها می ‌داند؛ همان طور که از آنها بعد از آفریدنشان خبر دارد.»
 
توحید خدا
در مسیر مسافرت مرو، وارد نیشابور شد. هنگامی که می خواست به ‌سمت مرو حرکت کند، راویان حدیث خدمتش رسیدند و عرض کردند: «ای پسر پیامبر! از شهر ما می ‌روی و حدیثی برای ما روایت نمی ‌کنی که از آن استفاده کنیم؟!» او که در کجاوه ای نشسته بود، سرخود را از آن بیرون آورد و فرمود: «از پدرم موسی‌ بن ‌جعفر (علیه السلام) شنیدم که فرمود: از پدرش حضرت صادق (علیه السلام) شنیده است که...» و همین طور از پدرانش یک ‌یک نام برد تا به حضرت علی (علیه السلام) رسید که از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده بود که از جبرئیل نقل می‌ کرد: «از خدا شنیدم که فرمود: «لا اله الا الله» قلعۀ من است. هر کس به قلعۀ من وارد شود، از عذاب من در امان خواهد بود» وقتی مَرکب به راه افتاد، امام سرش را از کجاوه بیرون آورد و ادامه داد: «کلمۀ توحید با مقررات و شروطش قلعۀ الهی است و من از شروط آن هستم.»
 

شرک به خدا
امام می‌ گفت: «به شیعیان من بگویید: خدا قطعاً نیکوکاران آنها را آمرزیده و خطای گناهکارانشان را بخشیده است؛ مگر کسی‌ را که به خدا مشرک شود یا دوستی از دوستانم را آزار دهد یا کینۀ آنها را به دل بگیرد. خدا او را اصلاً نخواهد بخشید تا از کردار نادرستش دست بردارد. هر وقت این اعمال نادرست را ترک کند، آمرزش خدا را شامل خود کرده است؛ وگرنه روح ایمان از قلبش بیرون می ‌رود و از ولایت ما خارج می شود و ولایت ما برایش فایده ای نخواهد داشت. از این گمراهی به خدا پناه می ‌برم.»
 
ایمان ‌پذیری
ایمان را اعتقاد قلبی و اقرار با زبان و عمل با اعضای بدن می ‌دانست. ایمان ‌داشتن را یک درجه بهتر از مسلمان ‌شدن می ‌دانست و پرهیزکار بودن را یک درجه برتر از ایمان و یقین را یک درجه بهتر از پرهیزکاری. می فرمود: «بین بنده‌ های خدا، هیچ‌ چیز کمتر از یقین، توزیع نشده است.»خاطر نشان می‌ کرد: «مؤمن تا این سه خصلت را نداشته باشد، مؤمن نیست: یک خصلت از خدایش و یک خصلت از پیامبرش و یک خصلت از امامش. خصلتی که از خدا باید داشته باشد، رازداری است. خدا فرموده است: «عالِمُ اَلْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى غَیْبِهِ أَحَداً»
آن خصلت پیامبر، خوش ‌رفتاری با مردم است؛ زیرا خدا پیامبرش را به خوش ‌رفتاری با مردم دستور داده است: «خُذِ اَلْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ اَلْجاهِلِینَ.»خصلتی هم که از امامش باید داشته باشد، صبر در سختی و گرفتاری است.»برای ایمان چهار ستون ذکر می کرد: «توکل برخدا، راضی‌ بودن به خواست خدا، تسلیم‌ بودن در برابر دستورهای خدا و واگذار کردن کارها به خدا.»
شیعیان و مؤمنان حقیقی را کسانی می‌ دانست که به یکی‌ بودن خدا اقرار کنند و به این‌ امور ایمان داشته باشند: معراج، پرسش در قبر، حوض کوثر، شفاعت، آفریده‌ شدن بهشت و دوزخ و صراط، روز قیامت، وجود میزان در روز قیامت، زنده ‌شدن دوباره، پاداش و حسابرسی.
 
خدااندیشی
همیشه به یاد خدا بود. رجاء بن ‌ابی ‌ضحاک می ‌گوید: «به خدا، هیچ ‌کس را ندیدم که به اندازۀ او با تقوا باشد و ذکر خدا بگوید و از خدا بترسد.»نام و یاد خدا در هر حالی بر زبانش بود و این فرهنگ را به یاران خود منتقل می کرد.هر وقت می ‌خواست یادداشتی برای نیازمندی‌ هایشان بنویسد، این ‌طور می‌ نوشت: «بسم الله الرّحمن الرّحیم. ان ‌شاء الله یادم خواهد بود...»
 
و سپس هر چه می‌ خواست، یادداشت می کرد. در همۀ وقت‌ هایش ذکر خدا را می ‌گفت.توصیه می کرد به خدا خوش ‌بین باشیم: «هر کس به خدا خوش ‌بین باشد، خدا هم مثل همین طرز تفکرش با او رفتار می کند.»
 
بندگی خدا
چون می خواست بندگی‌ کردنش خالصانه باشد، قسم خورده بود هر وقت به ذهنش خطور کند که بهتر از فلان غلام‌ سیاه است، برده ای آزاد کند و ثروتش را انفاق کند؛ مگر آنکه واقعاً با انجام‌ دادن عمل صالحی، از آن غلام بهتر شده باشد. روزی مأمون به او گفت: «من از کمالات و علم و تقوا و عبادت تو با خبرم و تو را برای خلافت شایسته‌ تر می ‌دانم.» حضرت فرمود: «افتخارم بندگیِ خداست. با زهد و تقوا، امیدوارم از شر دنیا نجات پیدا کنم و با نرفتن دنبال حرام‌ ها به سعادت اخروی برسم و با تواضع در دنیا، به بزرگی نزد خدا دست یابم.»بهترین بنده را کسی می دانست که کارهای خوب انجام می‌ دهد و از کرده‌ های خود خوشحال است؛ اما هر وقت مرتکب گناه می شود، استغفار می کند و هر وقت چیزی به او داده می شود، سپاسگزار است و اگر مصیبتی به سرش بیاید، صبوری می کند و هر زمان از کسی خشمگین شد، می‌ بخشد.
 
منبع : سایت آستان قدس