شما اینجا هستید: صفحه اصلیزیارتانقلاب اسلامی در مکتب امام رضا (ع)

انقلاب اسلامی در مکتب امام رضا (ع) مطلب ویژه

منتشرشده در زیارت یکشنبه, 17 بهمن 1395 ساعت 11:13

انقلاب اسلامی، هم در مرحله ایجاد و هم در مرحله اثبات، تحت تأثیر فرهنگ رضوی است. مبنای ظلم‌ستیزی و حق‌گویی و حق‌خواهی را از این مکتب نورانی گرفته است.
 در حوزه فردی و اجتماعی و سیاسی و نحوه مواجه با قدرت باطل، درس‌هایی است که به‌روشنی در کلام امام رضا (ع)، انسان‌های فکور را در کلاس، می‌نشاند. مثلاً، در حوزه فردی می‌خوانیم از محضر حضرت که؛  با مشروب‌خوار هم‌نشینی و سلام و علیک نکن  خب این درس فردی به درس جمعی و انقلابی هم تبدیل شد چه در زمان طاغوت، به شراب‌خواری، رسمیت عام دادند. هم مشروب‌فروشی‌ها دایر بود و هم کافه‌ها و بالاتر از آن در جلسات رسمی سران حکومت، سرو مشروب یک سنت بود. کسی که کلام امام رضا (ع) را می‌شنید، با این سؤال از خود و جامعه مواجه می‌شد که اگر قرار است با مشروب‌خوار هم‌نشینی نکنیم و به سلام برنخیزیم پس اول باید باعث‌وبانی این حرام کرداری را از زمین برداریم و از سلامت بیندازیم. چه با دوری از یک فرد شراب‌خوار، بیماری‌ای که فراگیر شده است، درمان نمی‌شود. پس باید از هم‌نشینی و سلام خوانی با بسترسازان این حرام الهی، روی برتافت.
روی‌گردانی مردم از بسترسازان که همان حاکمان بودند نتیجه‌اش می‌شود انقلاب و انداختن طاغوت حرام کردار. از دیگر سو، این سخن امام رضا (ع) چراغ راه می‌شود که؛   «زمانی که حاکمان دروغ بگویند، باران نبارد و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد ....» (2) و کم دروغ نمی‌گفتند حاکمان با مردم و کم قراردادهای محرمانه و عزت سوز نوشته نمی‌شد لذا ضمیر و ذهن مردم، شاهد باران‌هایی نبود که اندیشه‌ها را شکوفا کند. اجازه شکوفایی هم نمی‌دادند چنانکه می‌گویند فرمانده نیروی هوایی ارتش شاه وقتی از یک افسر مخترع شنید که فلان قطعه را ما خود می‌سازیم و نیاز به آمریکایی‌ها نیست، به تمسخر پرداخت که هواپیمایی که با قطعه شما پرواز کند بالای خانه من که برسد خواهد گفت: تیمسار! فلان قطعه مرا فلان ایرانی ساخته است!
بله باران بر زمین می‌بارید اما بر ضمیر و ذهن نه، لذا آدم‌ها بارور نمی‌شدند. ستم طاغوت هم آن‌قدر فراگیر بود که یک ملت را به حرکت درآورد و نتیجه این شد که نه‌تنها دولت، خوار شد که مثل کوه برف، آب شد در شعاع روشنگری مکتبی و چشمان به‌حق بینا شده مردم. این هم سنت خداست و تغییرناپذیر و این می‌تواند هشداری باشد برای همه ما که تمام توان خود را برای نگهداشت انقلاب و نظام از دروغ و ریا و ستم، حتی در جزئی‌ترین شکل آن به‌کارگیریم. باری، انقلاب، در کلام حضرت شمس‌الشموس متبلور بود و از این زبان در جان مردمان نشست و شکوفا شد تا با توکل بر خدا، ترس را به کلمه‌ای بی‌معنی تبدیل کنند و در برابر ستمگران بایستند. چه، وقتی  از امام رضا  علیه‌السلام از حقیقت توکل سؤال شد. فرمودند: این‌که جز خدا از کسی نترسی  و مردم ما به حقیقت توکل رسیدند و چون بر صراط خدا گام می‌نهادند، از هیچ باطلی، هراس نداشتند و تیر و تیغ و داغ و درفش طاغوتیان را به بازی می‌گرفتند و آنان را از بازی خارج می‌کردند.
 مردم می‌دیدند و حاکمان انگار چشم‌های خود را گرفته بودند و رندانه، پیمان‌ها را می‌شکستند چنانکه دل مردم را و با حیله‌گری رفتار می‌کردند و انگار به گوششان هم نخورده بود این کلام حضرت شمس‌الشموس (ع) را که، «آدمی نمی‌تواند از گرداب‌های گرفتاری با پیمان‌شکنی رهایی یابد، و از چنگال عقوبت رهایی ندارد کسی که با حیله به ستمگری می‌پردازد.»و انقلاب، ترجمه و تجسم این حدیث بود که در زمان ما باز تازه شد و بنای کهنه ستم را برانداخت و پیمان‌شکنان ستمگر را با پیمان تاریخ و وعده خدا مواجه کرد.
مردم به عقلانیت دینی رسیده بودند و پس از باروری این حجت باطنی به تقابل همه بی‌عقلی‌ها و حجت شکنی‌ها برخاستند چه در کلام امام خویش دریافتند ضرورت مراجعه تام و تمام به حضرت عقل را چه در روایات و گزارش‌ها خواندند که وقتی  «ابن سکیت به آن حضرت گفت: امروزه حجت بر مردم چیست؟ در پاسخ فرمودند: همان عقل است که به‌وسیله آن شناخته می‌شود آن‌که راست‌گو است از طرف خدا و از او باور می‌کند، و آن‌که دروغ‌گو است و او را دروغ می‌شمارد، ابن سکیت گفت: به خدا این است پاسخ.»


مردم در تحلیل کلام حضرت شمس‌الشموس (ع) با درک درست شرایط به تعریف ارتقا یافته رابطه ملت – دولت به رابطه امت – امامت رسیدند که در کلام راهنمای ایشان چنین تئوریزه می‌شود:   «راستی امامت زمام دین و نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزت مؤمنان است، امام بنیاد اسلام نامی (افزون شو) و فرع برازنده آن است، به‌وسیله امام نماز و زکات و روزه و حج و جهاد درست می‌شوند و خراج و صدقات فراوان می‌گردند و حدود و احکام اجرا می‌شوند و مرز و نواحی محفوظ می‌ماند.»(6)  بله، نهضت اسلامی ما در همه مراحل تحت تأثیر مکتب رضوی است و نگهداشت آن نیز در همین مسیر نورانی میسر است. ان‌شاءالله با تأسی به این مکتب و مرام  آفتاب نشان بتوانیم امانت انقلاب را برای همیشه حفظ کنیم.

 

منبع: خبرگزاری فرهنگ رضوی