شما اینجا هستید: صفحه اصلیزیارتمؤلفه‌های اجتماعی - فرهنگی شهر زیارتی پایدار

مؤلفه‌های اجتماعی - فرهنگی شهر زیارتی پایدار مطلب ویژه

منتشرشده در زیارت چهارشنبه, 18 اسفند 1395 12:51

شهر مشهد مهم‌ترین قطب زیارتی و کانون عمدۀ گردشگری مذهبی و زیارت در ایران است و به‌ویژه نزد شیعیان جهان نیز موقعیت ممتازی دارد و فضای کنش زیارتی سالانه میلیون‌ها زائر است. با عنایت به جایگاه سفرهای دینی و معنوی در گردشگری جهانی، کیفیت و شرایط مقاصد زیارتی می‌تواند نقش مهمی در تعمیق و بهبود کیفیت کنش زیارت داشته باشد و شرایط مناسبی برای تجربۀ معنوی زائر فراهم آورد. این نوشتار با عنایت به وجوه متعدد مقصد زیارتی، ابعاد فرهنگی و اجتماعی پایداری شهر زیارتی را واکاویده است.
رویکرد این مطالعه آن است که جامعۀ میزبان یا مجاوران، هم در بعد سخت‌افزاری و هم در بعد نرم‌افزاری، لازم است جهت ارتقای کنش زیارتی زائران و گردشگران مذهبی تمهیداتی بیندیشند. هشت مؤلّفه و چهل‌ودو شاخص در ذیل ابعاد اجتماعی، فرهنگی و گردشگری مذهبی پایدار استنباط شد و در فرآیند تحلیل عاملی تأییدی به حک و اصلاح رسید. شاخص‌های مذکور در فرآیند مقایسۀ سلسله‌مراتبی به‌شیوۀ فازی رتبه‌بندی شد و وزن تأثیر بعد اجتماعی – فرهنگی مؤلفه‌ها و شاخص‌های آن در تقویت پایداری زیارت تعیین گردید. نتایج پیمایش سلسله‌مراتبی نشان داد که از بین هشت مؤلّفۀ تأییدشده در نمایۀ شاخص­های اجتماعی - فرهنگی شهر زیارتی مطلوب که شامل امنیت، ایمنی، آموزش، فرهنگ میزبانی، هویت دینی، فضاهای مذهبی، فضاهای فرهنگی و تفریحی و سرمایۀ فرهنگی در شهر مشهد است، سه مؤلّفۀ امنیت شهری، ایمنی و آموزش به قدری اولویت دارند که سایر مؤلفه‌ها را موقتاً بی­تأثیر می‌کنند.   

 

گردشگری و گذران اوقات فراغت به شیوه­های جدید، پدیده­ای پیامدی و همزمان جزء جدایی‌ناپذیر جامعۀ صنعتی و حلقه­ای مهم در بازتولید آن است، اما زیارت و گردشگری مذهبی که ریشه در باورها و اعتقادات دینی دارد، به مفهوم تخصصی خود فراتر از وابستگی به زمان و اوقات فراغت، عامل مهم جغرافیای انسانی در شکل‌گیری مسافرت، ایجاد تمرکز و چشم‌انداز فرهنگی است. امروزه گردشگری مذهبی با همۀ اجزا و گونه­های مختلف خود، به سبب ویژگی‌های ساختاری و کارکردی خاصی که دارد، توانسته خود را در متن گردشگری جهانی جای دهد، به طوری که حوزۀ نفوذ آن سراسر جهان را فرا گرفته و 26 درصد از کل جریان‌های گردشگری جهان را به خود اختصاص داده است.

خراسان رضوی و به طور خاص شهر مشهد از مراکز مهم گردشگری مذهبی و زیارت در جهان اسلام است. بارگاه حضرت امام رضا (ع) پرجاذبه­ترین مکان مذهبی در ایران است و کلان‌شهر مشهد کانون عمدۀ گردشگری مذهبی و سالانه پذیرای ده‌هاهزار زائر و گردشگر داخلی و خارجی است. در سال‌های اخیر تعداد زائران خارجی ورودی به استان حدود 280 هزار نفر بوده که سهمی حدود 17 درصد از کل گردشگران خارجی کشور را به خود اختصاص داده است (بی نا، 1389). تعداد زائران خارجی ورودی به صورت تور به استان حدود 7 هزار نفر بوده که در مقایسه با کل کشور سهمی معادل 27 درصد را به خود اختصاص داده است. این موقعیت ممتاز، توجه به مدیریت و سامان­دهی شهر مشهد در زمینه­های گوناگون اقتصادی، زیست­محیطی و فرهنگی – اجتماعی را به صورت ضرورت در مسیر توسعۀ شهر مشهد به‌عنوان کانون عمدۀ سفر زیارتی در کشور و نیز تعمیق و بهبود کیفیت کنش زیارت تبدیل کرده است. طرح مفهوم پایتخت معنوی ایران نیز مؤید توجه به موقعیت و اهمیت این شهر در کشور و به تبع آن در جهان از سوی مدیران و برنامه‌ریزان ارشد کشور است؛ به طوری که در اسناد فرادستی و چشم‌انداز مشهد 1404 نیز افزایش دوبرابری زائران پیش‌بینی شده است.

 فضای جهانی متأثر از پیامدهای تحولات تکنولوژیک است و سفر نیز مانند بسیاری از عرصه­های دیگر، زندگی فرد را تغییر داده و این امر باعث شده از سفر به نام صنعت گردشگری یاد ‌شود. واژۀ «توریسم» از دو بخش ترکیب یافته است: تور به معنای سفر، گشت، مسافرت، سیاحت، و ایسم پسوندی است که اشاره به مکتب یا اندیشه‌ای فلسفی، مذهبی، سیاسی، ادبی و غیره دارد. بنابراین «توریسم» یعنی مکتبی که پایۀ فکری آن سیاحت و گردشگری است . ریشۀ یونانی این واژه «تورینست» است که از یونان به اسپانیا، سپس به فرانسه و از آنجا به انگلیس وارد شده است. در قرن 14 میلادی کلمۀ tour به معنای نوبت یا دورۀ خدمت، در قرن 15 به معنای حرکت دورانی و در قرن 17 به معنای مسافرت‌کردن به اطراف به‌کار رفت و در قرن 18 و 19 کلمات توریسم و توریست از آن ساخته شد (کاظمی، 1386: 15). بورکارت و مدلیک گردشگری را سفری موقتی و کوتاه معرفی می‌کنند که در آن گردشگر برای سیر و سیاحت به منطقه‌ای خارج از محل سکونت و کار خود می‌رود

متخصصان صنعت گردشگری پیشتر برای این بخش طبقه­بندی‌های مختلفی قائل شدند و از جمله گردشگری دینی به‌منزلۀ نوع خاصی از گردشگری تعریف شد. بر این اساس، گردشگران دینی کسانی هستند که از مکان­های مقدس به منظور زیارت دیدار می­کنند. سالانه میلیون­ها نفر با اهداف دینی به مکان­های مقدس قدیمی و مدرن در نقاط مختلف جهان سفر می­کنند. این فضاها از اعتبار و ارزش و تقدس بیشتری برخوردارند و حضور در آن‌ها باعث می‌شود که انسان راحت‌تر بتواند با منبع مقدس رابطه برقرار کند. زائران و بازدیدکنندگان بسیاری برای تجربه‌های معنوی و روحانی از سرزمین­های دور و نزدیک به مکان­های مقدس می­روند (استیونز، 1988). آن‌ها در این مکان­ها به دنبال تحولی هستند که در عبادتگاه‌های نزدیک و معمولی محل زندگی­شان قابل تجربه نیست، در واقع همین انگیزه برای بهره­گیری از فضا و مکانی مقدس عامل اصلی سفرهای مذهبی است.

وجود بارگاه رضوی در مشهد این شهر را به یکی از مهم­ترین مقاصد زیارتی ملی و بین­المللی شیعیان مبدّل کرده است. توسعۀ زیارت در این مکان تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله شرایط اجتماعی و فرهنگی این شهر قرار می‌گیرد. لذا شناخت وضعیت موجود شهر مشهد از این منظر می­تواند در طراحی سیاست­ها و برنامه­های درازمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت شهر مشهد با هدف تعمیق تجربۀ زیارتی زائران حرم رضوی مؤثر باشد. از دیگر سو و از دیدگاه مدیریت مقصد، تحقّق و توسعۀ گردشگری به طور عام و گردشگری مذهبی و زیارت به طور اخص مستلزم تمهید شرایط و بستری است که تحقق اهداف گردشگری به طور کلی و تحقق تجربۀ زیارت مطلوب به صورت ویژه را ممکن می‌سازد.

بر این بنیان، رویکرد نوشتار حاضر، فارغ از معناکاوی انگیزه­های سفر زائران و گردشگران، واکاوی الزامات و مقتضیات اجتماعی - فرهنگی کنش زیارتی و گردشگری دینی (تمایزات مفهومی این دو در ادامه مورد بحث قرار خواهد گرفت) به‌عنوان یکی از جلوه­های کمتر عینی اما تأثیرگذار در مقصد زیارتی پایدار است. مقاصد گردشگری در معنای عام لازم است که ضمن توجه به عناصر پایداری مقصد در ارتقای تجربۀ زیارت نیز مؤثر باشند. توسعۀ گردشگری پایدار نیازمند مدیریت در جهت افزایش فرصت­ها و امکانات برای آینده است که به مدیریت منابع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جهت انسجام اجتماعی و فرهنگی نیاز دارد. با توجه به آنکه کارکرد عمدۀ شهر زیارتی ارائۀ خدمات و تأمین فرصت­های لازم برای تجربۀ زیارت زائران و گردشگران مذهبی است، سؤالات اصلی این مطالعه از این قرار است: ابعاد اجتماعی‌ـ فرهنگی شهر زیارتی اسلامی پایدار که تقویت‌کنندۀ کنش زیارتی است کدام است؟ وضع موجود شهر مشهد از منظر شرایط و مقتضیات مذکور چیست؟ اولویت‌بندی مؤلفه­ها و شاخص­های کنش زیارتی چیست؟

 

گردشگری مذهبی و زیارت

 گردشگری مذهبی فعالیتی است که افراد گردشگر طی آن از اماکن مقدس مذهبی، نظیر زیارتگاه­ها، مقبره­ها، مزار پیامبران یا افراد منسوب به آن‌ها، امام‌زاده­ها و... بازدید می­کنند و نیز در ادیان مختلف الگوهای متفاوتی دارد. ولی هدف همۀ آن‌ها رسیدن به آرامش روحی و معنوی است. زیارت، به‌عنوان هدف اصلی در گردشگری مذهبی، در لغت به معنای قصدکردن و ملاقات‌کردن و در اصطلاح به معنای ملاقات با اشخاص خاص یا اماکن خاص است که از نظر زیارت‌کننده احترام و برتری ویژه­ای دارند.

در واقع، زائر و گردشگر بازیگران اصلی حوزۀ دین و گردشگری محسوب می­شوند.

مفهوم شهر و شهر پایدار

محققان علوم گوناگون، از جمله جغرافی‌دانان، جامعه‌شناسان، اقتصاددانان و جمعیت‌شناسان، تعاریف گوناگونی از شهر ارائه کرده­اند. جغرافی‌دانان شهر را منظرهایی مصنوعی تشکیل‌شده از خیابان‌ها، ساختمان‌ها، دستگاه‌ها و بناهایی می‌دانند که زندگی شهری را امکان‌پذیر می‌سازد. مورخان شهر را با توجه به قدمت آن تعریف می‌کنند و از نظر اقتصاددانان شهر به جایی اطلاق می‌شود که معیشت غالب ساکنان آن برپایۀ کشاورزی نباشد.

تلقی خاصی از شهر در دو دهۀ اخیر پیش آمده که همان بازتاب جامعی از تعاملات و سازوکارهای مرتبط پیچیده بین ابعاد اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی، منابع، محیط، علم و فناوری و آموزش است که مفهوم شهر پایدار را می‌رساند. پس از آنکه برنامۀ شهرهای پایدار در سال 1991 طرح گردید، تلاش وسیعی در جهت اجرای سازۀ‌ شهرهای پایدار و تسهیل پژوهش علمی عمیق و گسترده برای پوشش مطالعات نظری و راهبردهای شهر پایدار صورت گرفت. در دومین کنفرانس سازمان ملل دربارۀ اقامتگاه‌های انسانی در سال 1996، این تعریف از شهر پایدار پیشنهاد شد که «شهری است که در آن دستاوردهای حاصل از پیشرفت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تداوم می‌یابند. شهر پایدار دارای منبع بادوامی از منابع طبیعی است که توسعه و پیشرفت به آن­ها وابسته است (و از این منابع به میزانی پایدار استفاده می‌کند). شهر پایدار خود را به‌گونه‌ای پایدار و پردوام از خطرات محیطی که دستاوردهای توسعه‌ای را به خطر می‌اندازند محافظت می‌کند» (و فقط امکان مخاطرۀ قابل تحمل را باز می‌گذارد).

کنفرانس شهر 21 که در سال 2000 در برلین برگزار شد، پیشنهاد کرد که شهر پایدار عبارت است از «بهبود کیفیت زندگی در یک شهر، از جمله عناصر زیست‌محیطی، فرهنگی، سیاسی، نهادی، اجتماعی و اقتصادی، بدون اینکه بر نسل‌های آتی فشاری وارد آید. تعاریف فوق حاکی از انگاره‌ای غنی از شهر پایدار هستند که در آن ویژگی‌ها و مؤلفه‌های گوناگونی از وجوه طبیعی و اجتماعی گرفته تا عوامل فیزیکی و معنوی وجود دارند. توسعۀ بیشتر شهرهای پایدار تنها از طریق بهبود اجزای غیرزندۀ زندگی شهری نیست، بلکه به جوانب اجتماعی زندگی شهری نیز که به رضایت، تجارب و ادراک مردم از کیفیت محیط زندگی آن­ها ارتباط دارد نیز مربوط می­شود.

از منظر اجتماعی‌ـ فرهنگی، شهر پایدار دارای جامعه­ای مبتنی بر اصول توسعۀ پایدار و دارای ویژگی­هایی چون شهروندان آگاه و مشارکت‌کننده در برنامه­های بهبود جامعه، دارابودن بخش صنعت و بازرگانی آگاه به مسئولیت­های اجتماعی در خدمت­رسانی به جامعه، شیوۀ زندگی سالم شهروندان درزمینۀ فعالیت­های جسمانی و فرهنگی، پشتیبانی رهبری قوی، منابع و برنامه­های آموزشی مستمر است.

شهر اسلامی و شهر زیارتی

شهر اسلامی مفهومی برای معرفی شهرهایی متأثر از فرهنگ و آموزه‌های دینی و ارزش‌های اسلامی است و به شهرهایی اطلاق می­شود که در سرزمین­های دارای فرهنگ و اعتقادات نشئت­گرفته از دین اسلام ایجاد شده یا رشد یافته­ اند .

رواج تعبیر «شهر اسلامی» و اطلاق آن به شهرهای مسلمان (به‌ویژه «شهر اسلامی» نامیده‌شدن شهرهای تاریخی ممالک اسلامی یا شهرهای مسلمان‌نشین) با این فرض که این شهرها از نظر کالبدی جلوه­گاه و تجلی خاصی از اصول و ارزش­های اسلامی‌اند و به این ترتیب از شهرهای سایر تمدن­ها و فرهنگ‌ها متمایزند، از قرن نوزدهم میلادی و به‌وسیلۀ مستشرقان آغاز شد، که بعدها این تعبیر در ادبیات غرب نیز از سوی خاورشناسان تثبیت شد .

دین اسلام پس از گسترش در سرزمین­های مختلف، به‌تدریج ماهیت کالبدی و اجتماعی شهرهای واقع در این محدوده را با تغییراتی برگرفته از ارزش­های خود مواجه ساخت که محققان اروپایی در بررسی این شهرها از آن­ها به شهرهای اسلامی تعبیر می­کنند. اصطلاح شهر اسلامی نخست در بررسی اروپاییان دربارۀ شهرهای شمال آفریقا مورد استفاده قرار گرفت. این تحقیقات سبب شکل­گیری قالبی کلی از شهر اسلامی شد که آن را به کل شهرهای قلمرو حاکمیت اسلام تعمیم می­دادند. بنابراین شهر اسلامی صورتی ذهنی و مفهومی یگانه است که مبانی، ارکان، الگو و صفات آن از کلام الهی قابل دریافت و تدوین است و این صورت ادراکی با توجه به شرایط دوران و سرزمین (اعم از شرایط و امکانات اقتصادی، فن­آوری، سیاسی، آداب، رسوم، سنن و...) به شرط عدم تقابل و تناقض با تعالیم و اصول و ارزش­های اسلامی، مصداق و تجلی و جلوۀ خاص خویش را دارد. به این ترتیب، هر شهری به اندازه­ا­ی اسلامی است که بتواند «شهر اسلامی» را که ساخته‌شده و مدیریت‌شده توسط «انسان کامل» و محل زیست اوست متجلی و متجسد سازد. ­عالی­ترین نسخۀ شهر اسلامی، شهری است که فضای حیات طیبۀ انسان کاملی باشد که مطابق با آنچه خدایش گفته است و فطرتش به آن می­خواند در زندگی دنیایی خویش مشی می­کند.

در مطالعات شهری، آن دسته از مراکز اجتماعی که معتقدات مذهبی، قوی­ترین عامل جغرافیایی در ایجاد آن‌ها به شمار می­رود، شهر زیارتی[5] نامیده می­شوند. این قبیل شهرها معمولاً در اطراف معابد و بقاع متبرکه به وجود می‌آیند و امر زیارت این اماکن متبرکه با توسعۀ حمل و نقل و تسهیل تردد، رفته‌رفته رونق شهری را به وجود می‌آورد که نمونه­های آن در مشرق ‌زمین فراوان است. نقش زیارتگاهی این قبیل شهرها تنها با انجام مراسم مذهبی خود ساکنان شهر تبیین‌شدنی نیست. مگر آنکه شهر بتواند به طور مستمر یا فصلی پیروان مذاهب را به تعداد زیاد از مناطق دوردست به سوی خود جلب کند. اصولاً در این‌گونه شهرها بعضی از فعالیت‌های خاص اهمیت پیدا می­کند که از جملۀ آن‌ها مهمان‌داری و پذیرایی از زائران است که در تمام فصول جریان دارد. حوزۀ نفوذ و میدان جاذبۀ شهرهای مذهبی با یکدیگر تفاوت دارند. برای مثال، شهر مکه پیروان خود را در مقیاس جهانی می­طلبد و حوزۀ نفوذ آن بر مکان‌ها و کشورهایی که مسلمان‌نشین هستند منطبق است یا میدان جاذبۀ شهرهایی چون نجف، کربلا، مشهد، قم و... شامل آن دسته از کشورهای مسلمان­نشین است که مذهب شیعه دارند.

شهر مقدس مشهد به دلیل وجود مضجع شریف رضوی (ع) مورد احترام شیعیان جهان است و لذا هم شهری مذهبی است و هم به‌واسطۀ مهم­ترین جاذبۀ آن، که مرقد مطهر رضوی است، شهری زیارتی به شمار می‌رود. مطابق تعریفی که از شهر اسلامی شد، اطلاق اسلامی بودن برای شهر مشهد نیز جنبۀ پیوستاری دارد و به میزانی که این شهر بتواند تبلور، تجلی و محل زیست انسان کامل باشد، شهری اسلامی خواهد بود.

گردشگری پایدار

گردشگری پایدار را می‌توان اساساً به‌مثابۀ کاربست ایدۀ توسعۀ پایدار در بخش گردشگری دانست که عبارت از شکلی از توسعۀ گردشگری است که نیازهای نسل حاضر را بدون نقض توانایی نسل‌های آتی برای رفع نیازهای خود مرتفع می‌سازد. گردشگری پایدار شکلی از گردشگری است که منابع را عاقلانه مصرف و محافظت می‌کند تا به این شکل دوام درازمدت آن‌ها را تأمین کند. اساساً گردشگری پایدار به تقلیل‌دادن تأثیرات منفی و حداکثرسازی تأثیرات مثبت می‌پردازد. باتلر گردشگری پایدار را شکلی از گردشگری می‌داند که در ناحیه (اجتماع، محیط) «به شکلی و به میزانی توسعه یافته و حفظ شده است که برای مدتی نامحدود باقی و بادوام می‌ماند و محیطی (انسانی و فیزیکی) را که در آن قرار گرفته تغییر نمی‌دهد یا از بین نمی‌برد تا مانع توسعۀ موفق سایر فعالیت‌ها و فرآیندها نگردد».

همان‌طور که از تعریف بالا قابل درک است، وجوه متعددی را می‌توان برای پایداری گردشگری برشمرد که به طور عام در دو دستۀ انسانی و محیطی قابل طرح و تقسیم است. مسائل و دغدغه‌های محیطی در زمینۀ پایداری گردشگری دارای ادبیات گسترده­ای است و در واقع می‌توان گفت شناخته‌شده‌ترین وجه پایداری گردشگری به شمار می‌رود، اما دغدغه‌های انسانی را می‌توان به سه مقولۀ پایداری اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تقسیم کرد.

مدیریت مقصد گردشگری در واقع متضمن توسعۀ پایدار مقصد به‌عنوان یک کل، حفظ منابع محلی، کیفیت زندگی افراد محلی و کیفیت تجربۀ گردشگری گردشگران است. موفقیت مدیریت مقصد در سایۀ درک مقصد به‌عنوان نظامی از فعالان و فعالیت‌ها، گسترش رویکردی جدید، تثبیت موقعیت مقصد و شناختی واضح و روشن از نقش‌ها، میزان صلاحیت و مسئولیت ذی‌نفعان مختلف است.

برای داشتن مدیریت مقصد موفق باید دو عامل رقابت‌پذیری (توانایی رقابت به شکل مؤثر و سودآور در بازار گردشگری) و پایداری (توانایی مقصد در جهت حفظ کیفیت منابع فیزیکی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی در بازار رقابتی گردشگری) مدنظر قرار گیرد. گردشگری پایدار می­تواند الگویی برای توسعۀ منطقه­ای خاص باشد و اهداف اصلی آن اصلاح کیفیت جامعۀ میزبان، تأمین تجارب کیفی بازدیدکنندگان و حفظ محیط زیست است.

یکی از مؤثرترین راهکارهایی که می‌تواند باعث پایداری اجتماعی - فرهنگی شود، آموزش افراد محلی درزمینۀ سازوکارهایی است که از طریق آن­ها گردشگری موجب تنزل کیفیت ساختار اجتماعی و جنبه‌های فرهنگی منحصربه‌فرد سرزمین مقصد می‌شود و روش­هایی که این اثرات منفی را کاهش می­دهد. فهم، ارتباط و مشارکت مؤثر همۀ ذی‌نفعان منجر به تضمین هرچه بیشتر حفظ فرهنگ و اجتماع محلی و منفعت اعضای اجتماع محلی می­شود و تجربۀ گردشگران را ارتقا می­بخشد. با ارائۀ آموزش به اعضای اجتماع محلی، درک ذی‌نفعان از اهمیت موضوع پایداری اجتماعی فرهنگی تسهیل شده و بینشی دربارۀ چگونگی مشارکت در استراتژی پایداری در فعالیت‌های روزانه‌شان ایجاد می‌شود. در مجموع، یک بعد اصلی پایداری گردشگری در مقصد گردشگری، ایجاد تجربۀ مثبت در گردشگر یا بازدیدکننده است؛ به صورتی که افراد مایل باشند مدت زمان اقامت خود در مقصد را افزایش داده یا دوباره از آن مقصد بازدید کنند.

 

شهر زیارتی- اسلامی پایدار

با عنایت به مفاهیم پیشین، شهرهای زیارتی اسلامی که کارکرد عمده‌شان جذب گردشگران مذهبی و زائران است، جهت حفظ موقعیت خود ناگزیرند مفهوم پایداری و الزامات آن را مورد مداقه قرار دهند. لذا با تلفیق سه مفهوم شهر پایدار، زیارتی و اسلامی، سازۀ شهر زیارتی- اسلامی پایدار به‌عنوان مفهومی ترکیبی که ناظر بر جلوه‌های گوناگون شهر زیارتی است ارائه می­شود. چنانچه پیش از این ذکر شد، شهر پایدار از دیدگاه اجتماعی- فرهنگی حائز ویژگی‌ها و مؤلفه‌های گوناگونی است. اسلامی‌بودن شهر ناظر بر میزان تطابق قالب­های ذهنی و عینی شهر با آموزه­های اسلامی است. لذا شهر زیارتی- اسلامی پایدار نیز شهری زیارتی است که با توجه نظری و عملی به آموزه­های دین اسلام، مجموعه­ای از تعاملات پیچیده میان ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، جمعیتی، منابع، محیطی، علم و فناوری، آموزشی و... را با فرآیندهای توسعه‌ای سیستمی، کل‌گرایانه و پویا مدنظر قرار داده و اهداف اصلی آن تعالی معنوی، اصلاح کیفیت جامعۀ میزبان، تأمین تجارب کیفی زائران و حفظ محیط زیست به‌عنوان میراث الهی است. با این رویکرد، مؤلفه‌های اجتماعی – فرهنگی شهر زیارتی و میزان حضور و اولویت توجه به هریک از آن‌ها در کنار سایر مؤلفه­ها (اقتصادی، زیست‌محیطی و سیاسی مدیریتی) در مقصد زیارتی مشهد از منظر کارشناسان وارسی می‌شود.

 

 

منبع : مجله مطالعات اجتماعی ایران